اسرار هیچ چیز

مدیران انجمن: javad123javad, parse

ارسال پست
نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6939

سپاس: 4110

جنسیت:

تماس:

اسرار هیچ چیز

پست توسط DARKENERGY »

...خیلی چیزها هست که درباره (هیچ چیز) نمیدانیم...

آیا تا به حال به صورت جدی درباره اینکه "هیچ چیز" دقیقا چیست فکر کرده اید؟ وقتی درباره "هیچ چیز" فکر میکنید، در ذهن و تصورتان چه میبینید؟ اگر "هرچیزی" به ذهن شما برسد، دیگر "هیچ چیز" نیست، چون باید چیزی باشد که ذهن شما را اشغال کند و مغزتان ان را به تصویر بکشد. به بیان دیگر، فقط حرف زدن و فکر کردن درباره "هیچ چیز" سبب خلق شدن چیزی میشود که با "هیچ چیز" مغایر است. ماهیت "هیچ چیز" اثار عمیق و ژرفی بر علوم فیزیک و اخرت شناسی دارد و بسیار با ماهیت زنجیره فضا – زمان و ساختار کائنات نزدیکی دارد.

اگر بگوییم که "هیچ چیز"، خلأ بدون ویژگی است که ان را فضای خالی مینامیم، پس چطور فضای خالی یا "هیچ چیز" ناگهان به فضا که چیزی همچون یک ستاره در ان وجود دارد، تبدیل میشود؟ تنها راه حل این معما نیازمند این است که فاصله و زمان زنجیره هایی قابل تقسیم متوالی باشند، یعنی بتوانیم هر واحدی از فاصله و زمان مثلاً یک سانتی متر و یک ثانیه را بگیریم و به طور متوالی انها را نصف کنیم تا به "هیچ چیز" برسیم.

اگر کمی عمقی تر در این الزامات کندوکاو کنید، درمیابید که چقدر غیرطبیعی و نابهنجار است. ممکن است در نگاه اول به نظر برسد که فرایند تقسیم کردن تا بینهایت برای یک چیز، پس از تعداد نامحدودی تقسیمات، به "هیچ چیز" ختم میشود؛ که به خودی خود تصویری مبهوت کننده است.

اما، با بررسی دقیق تر در میابیم که فرایند تقسیم کردن، چه بی کران و چه کران دار، هرگز به نقطه "هیچ" نمیرسد. چون ما کار را با "چیزی" شروع کردیم و نصف هر "چیزی" همیشه "چیزی" است و هرگز هیچ چیز نیست؛ حتی پس از بی نهایت بار تقسیم کردن. نتیجه واضح این است که فضا و زمان تا بی نهایت قابل تقسیم نیستند، یعنی انها کوانتیزه شده اند. این یعنی که باید مقداری زمان برای فاصله وجود داشته باشد و همه زمانها و فاصله ها در کائنات ضرایبی از این دو مقدارند.


حالا پرسش اصلی این است، این دو مقدار چقدر هستند؟

کوتاه ترین فاصله و زمان ممکن:
برای شروع چیزی را فرض کنید که به راحتی برایتان قابل تصور باشد.مثلا یک سانتی متر به عنوان واحد فاصله;از نظر ریاضی این واحد را به شکل 2-^10 متر یا 1/100 (1 بر روی 100) نشان میدهیم.اگر آن را بر 10 تقسیم کنید به یک میلیمتر میرسید;هنوز میتوان این فاصله را دید آن را به 1000 قسمت تقسیم کنید تا به یک میکرون برسد که دیگر با چشم غیر مسلح دیده نمیشود;در ذهنتان به تقسیم این فاصله به هزار قسمت های دیگه ادامه بدید;تا به نانومتر و هزارتای بعدی به پیکومتر و فمتومتر و آتومتر و زپتومتر و در آخر به یوکتومتر برسید;این آخری
24-^10 متر است که حدود یک میلیاردم شعاع یک پروتون هستش.
با این که فهرست حروف یونانی که علم آن ها را به این فواصل ریز اختصاص داده;به انتها رسید.اما شما تقسیم بر 1000 را همچنان ادامه دهید (برای هر تقسیم یک عدد 3 به عدد منفی بالای سر 10 اضافه کنید) تا به 35-^10 متر (یا 33-^10 سانتی متر برسید) : یعنی یک کسر اعشار با 35 صفر (یا 33 صفر در فاصله سانتی متر) جلو آن و سپس یک عدد;این اندازه مسافت پلانک نام دارد که کوچکترین حد تقسیم مسافت است.
======
کوتاه ترین لحظه زمانیست که نور این مسافت را با سرعت 300000 کیلومتر در ثانیه طی میکنه! این زمان فقط یک سوم 43-^10 ثانیه هستش و زمان پلانک نام داره.
مفهوم ترکیب این دو ایده این است که زنجیره فضا-زمان که ساختار کائنات هستش کوانتیزه شده;به بیان ساده یعنی فضا که ما آن را خلاء بدون ویژگی میشناسیم ;ساختاری دارد دانه دانه است و از کوانتا ;یعنی مقادیر ریز تشکیل شده است.

دانشمندان مدت ها بر این عقیده بودند که فضا-زمان کوانتیزه شده;اون ها در تلاش برای متحد کردن نظریه نسبیت عام اینشتین-که درباره ماهیت گرانش بحث میکند;با مکانیک کوانتومی که درباره ماهیت سه نیروی دیگه ;یعنی هسته ای قوی و ضعیف و نیروی الکترومغناطیس که همراه با گرانش کائنات را کنترل میکنند بحث میکند به این نتیجه رسیدند.
این نظریه که گاهی گرانش کوانتومی;گاهی نظریه وحدت میدان ها و بیشتر از همه نظریه همه چیز نامیده میشود;سازو کار همه نیروها و ذرات کنترل کننده کائنات را شرح میدهد. این نظریه(جام مقدس) فیزیک است و دانشمندان بسیاری در تلاش هستند تا آن را تکمیل کنند وقتی این کار به انجام برسد در میابیم که خالق! در زمان آغاز انفجار بزرگ در 13.7 میلیارد سال پیش چه در ذهن داشته است.

===========
از کتاب اسرار کائنات پروفسور ابراهیم ویکتوری

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

نمایه کاربر
نوآور

محل اقامت: اصفهان

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۱/۸/۱۶ - ۱۹:۱۵


پست: 948

سپاس: 1311

جنسیت:

Re: اسرار هیچ چیز

پست توسط نوآور »

smile072 طنز قضیه اینجاست که نظریه "همه چیز"، برای توصیف همه چیزها، ناگزیر به سر و کله زدن با مفهوم "هیچ چیز" است!
ایران تبدیل شده به واحه ای دانشگاهی در میان یک برهوت صنعتی

نمایه کاربر
Goriz bivaghfe

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۲/۳/۳۰ - ۰۰:۴۸


پست: 89

سپاس: 41

جنسیت:

تماس:

Re: اسرار هیچ چیز

پست توسط Goriz bivaghfe »

نور مگه تو فضا حرکت نمیکنه ؟
پس چطوری در فاصله پلانک که میگیم هیچیه حرکت میکنه

Quantum—hs

نام: حسین صادقی

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۲/۴/۲۶ - ۰۱:۱۰


پست: 21

سپاس: 5

Re: اسرار هیچ چیز

پست توسط Quantum—hs »

DARKENERGY نوشته شده:...خیلی چیزها هست که درباره (هیچ چیز) نمیدانیم...

آیا تا به حال به صورت جدی درباره اینکه "هیچ چیز" دقیقا چیست فکر کرده اید؟ وقتی درباره "هیچ چیز" فکر میکنید، در ذهن و تصورتان چه میبینید؟ اگر "هرچیزی" به ذهن شما برسد، دیگر "هیچ چیز" نیست، چون باید چیزی باشد که ذهن شما را اشغال کند و مغزتان ان را به تصویر بکشد. به بیان دیگر، فقط حرف زدن و فکر کردن درباره "هیچ چیز" سبب خلق شدن چیزی میشود که با "هیچ چیز" مغایر است. ماهیت "هیچ چیز" اثار عمیق و ژرفی بر علوم فیزیک و اخرت شناسی دارد و بسیار با ماهیت زنجیره فضا – زمان و ساختار کائنات نزدیکی دارد.

اگر بگوییم که "هیچ چیز"، خلأ بدون ویژگی است که ان را فضای خالی مینامیم، پس چطور فضای خالی یا "هیچ چیز" ناگهان به فضا که چیزی همچون یک ستاره در ان وجود دارد، تبدیل میشود؟ تنها راه حل این معما نیازمند این است که فاصله و زمان زنجیره هایی قابل تقسیم متوالی باشند، یعنی بتوانیم هر واحدی از فاصله و زمان مثلاً یک سانتی متر و یک ثانیه را بگیریم و به طور متوالی انها را نصف کنیم تا به "هیچ چیز" برسیم.

اگر کمی عمقی تر در این الزامات کندوکاو کنید، درمیابید که چقدر غیرطبیعی و نابهنجار است. ممکن است در نگاه اول به نظر برسد که فرایند تقسیم کردن تا بینهایت برای یک چیز، پس از تعداد نامحدودی تقسیمات، به "هیچ چیز" ختم میشود؛ که به خودی خود تصویری مبهوت کننده است.

اما، با بررسی دقیق تر در میابیم که فرایند تقسیم کردن، چه بی کران و چه کران دار، هرگز به نقطه "هیچ" نمیرسد. چون ما کار را با "چیزی" شروع کردیم و نصف هر "چیزی" همیشه "چیزی" است و هرگز هیچ چیز نیست؛ حتی پس از بی نهایت بار تقسیم کردن. نتیجه واضح این است که فضا و زمان تا بی نهایت قابل تقسیم نیستند، یعنی انها کوانتیزه شده اند. این یعنی که باید مقداری زمان برای فاصله وجود داشته باشد و همه زمانها و فاصله ها در کائنات ضرایبی از این دو مقدارند.


حالا پرسش اصلی این است، این دو مقدار چقدر هستند؟

کوتاه ترین فاصله و زمان ممکن:
برای شروع چیزی را فرض کنید که به راحتی برایتان قابل تصور باشد.مثلا یک سانتی متر به عنوان واحد فاصله;از نظر ریاضی این واحد را به شکل 2-^10 متر یا 1/100 (1 بر روی 100) نشان میدهیم.اگر آن را بر 10 تقسیم کنید به یک میلیمتر میرسید;هنوز میتوان این فاصله را دید آن را به 1000 قسمت تقسیم کنید تا به یک میکرون برسد که دیگر با چشم غیر مسلح دیده نمیشود;در ذهنتان به تقسیم این فاصله به هزار قسمت های دیگه ادامه بدید;تا به نانومتر و هزارتای بعدی به پیکومتر و فمتومتر و آتومتر و زپتومتر و در آخر به یوکتومتر برسید;این آخری
24-^10 متر است که حدود یک میلیاردم شعاع یک پروتون هستش.
با این که فهرست حروف یونانی که علم آن ها را به این فواصل ریز اختصاص داده;به انتها رسید.اما شما تقسیم بر 1000 را همچنان ادامه دهید (برای هر تقسیم یک عدد 3 به عدد منفی بالای سر 10 اضافه کنید) تا به 35-^10 متر (یا 33-^10 سانتی متر برسید) : یعنی یک کسر اعشار با 35 صفر (یا 33 صفر در فاصله سانتی متر) جلو آن و سپس یک عدد;این اندازه مسافت پلانک نام دارد که کوچکترین حد تقسیم مسافت است.
======
کوتاه ترین لحظه زمانیست که نور این مسافت را با سرعت 300000 کیلومتر در ثانیه طی میکنه! این زمان فقط یک سوم 43-^10 ثانیه هستش و زمان پلانک نام داره.
مفهوم ترکیب این دو ایده این است که زنجیره فضا-زمان که ساختار کائنات هستش کوانتیزه شده;به بیان ساده یعنی فضا که ما آن را خلاء بدون ویژگی میشناسیم ;ساختاری دارد دانه دانه است و از کوانتا ;یعنی مقادیر ریز تشکیل شده است.

دانشمندان مدت ها بر این عقیده بودند که فضا-زمان کوانتیزه شده;اون ها در تلاش برای متحد کردن نظریه نسبیت عام اینشتین-که درباره ماهیت گرانش بحث میکند;با مکانیک کوانتومی که درباره ماهیت سه نیروی دیگه ;یعنی هسته ای قوی و ضعیف و نیروی الکترومغناطیس که همراه با گرانش کائنات را کنترل میکنند بحث میکند به این نتیجه رسیدند.
این نظریه که گاهی گرانش کوانتومی;گاهی نظریه وحدت میدان ها و بیشتر از همه نظریه همه چیز نامیده میشود;سازو کار همه نیروها و ذرات کنترل کننده کائنات را شرح میدهد. این نظریه(جام مقدس) فیزیک است و دانشمندان بسیاری در تلاش هستند تا آن را تکمیل کنند وقتی این کار به انجام برسد در میابیم که خالق! در زمان آغاز انفجار بزرگ در 13.7 میلیارد سال پیش چه در ذهن داشته است.

===========
از کتاب اسرار کائنات پروفسور ابراهیم ویکتوری
پس یعنی اگر به طول پلانک برسیم دیگه کار فیزیک تمومه دیگه یعنی دیگه ریزتر نمیتونیم بشیم پس چیزی برای کشف کردن باقی نمیمونه. smile039 قضیه گودل برای خندس دیگه

نمایه کاربر
Goriz bivaghfe

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۲/۳/۳۰ - ۰۰:۴۸


پست: 89

سپاس: 41

جنسیت:

تماس:

Re: اسرار هیچ چیز

پست توسط Goriz bivaghfe »

هنوز تو ابعاد هسته اتم کلی ابهاماته !!
طول پلانک که هیچی ! هنوز نرسیدیم بهش که

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6939

سپاس: 4110

جنسیت:

تماس:

Re: اسرار هیچ چیز

پست توسط DARKENERGY »

Quantum—hs نوشته شده:
DARKENERGY نوشته شده:...خیلی چیزها هست که درباره (هیچ چیز) نمیدانیم...

آیا تا به حال به صورت جدی درباره اینکه "هیچ چیز" دقیقا چیست فکر کرده اید؟ وقتی درباره "هیچ چیز" فکر میکنید، در ذهن و تصورتان چه میبینید؟ اگر "هرچیزی" به ذهن شما برسد، دیگر "هیچ چیز" نیست، چون باید چیزی باشد که ذهن شما را اشغال کند و مغزتان ان را به تصویر بکشد. به بیان دیگر، فقط حرف زدن و فکر کردن درباره "هیچ چیز" سبب خلق شدن چیزی میشود که با "هیچ چیز" مغایر است. ماهیت "هیچ چیز" اثار عمیق و ژرفی بر علوم فیزیک و اخرت شناسی دارد و بسیار با ماهیت زنجیره فضا – زمان و ساختار کائنات نزدیکی دارد.

اگر بگوییم که "هیچ چیز"، خلأ بدون ویژگی است که ان را فضای خالی مینامیم، پس چطور فضای خالی یا "هیچ چیز" ناگهان به فضا که چیزی همچون یک ستاره در ان وجود دارد، تبدیل میشود؟ تنها راه حل این معما نیازمند این است که فاصله و زمان زنجیره هایی قابل تقسیم متوالی باشند، یعنی بتوانیم هر واحدی از فاصله و زمان مثلاً یک سانتی متر و یک ثانیه را بگیریم و به طور متوالی انها را نصف کنیم تا به "هیچ چیز" برسیم.

اگر کمی عمقی تر در این الزامات کندوکاو کنید، درمیابید که چقدر غیرطبیعی و نابهنجار است. ممکن است در نگاه اول به نظر برسد که فرایند تقسیم کردن تا بینهایت برای یک چیز، پس از تعداد نامحدودی تقسیمات، به "هیچ چیز" ختم میشود؛ که به خودی خود تصویری مبهوت کننده است.

اما، با بررسی دقیق تر در میابیم که فرایند تقسیم کردن، چه بی کران و چه کران دار، هرگز به نقطه "هیچ" نمیرسد. چون ما کار را با "چیزی" شروع کردیم و نصف هر "چیزی" همیشه "چیزی" است و هرگز هیچ چیز نیست؛ حتی پس از بی نهایت بار تقسیم کردن. نتیجه واضح این است که فضا و زمان تا بی نهایت قابل تقسیم نیستند، یعنی انها کوانتیزه شده اند. این یعنی که باید مقداری زمان برای فاصله وجود داشته باشد و همه زمانها و فاصله ها در کائنات ضرایبی از این دو مقدارند.


حالا پرسش اصلی این است، این دو مقدار چقدر هستند؟

کوتاه ترین فاصله و زمان ممکن:
برای شروع چیزی را فرض کنید که به راحتی برایتان قابل تصور باشد.مثلا یک سانتی متر به عنوان واحد فاصله;از نظر ریاضی این واحد را به شکل 2-^10 متر یا 1/100 (1 بر روی 100) نشان میدهیم.اگر آن را بر 10 تقسیم کنید به یک میلیمتر میرسید;هنوز میتوان این فاصله را دید آن را به 1000 قسمت تقسیم کنید تا به یک میکرون برسد که دیگر با چشم غیر مسلح دیده نمیشود;در ذهنتان به تقسیم این فاصله به هزار قسمت های دیگه ادامه بدید;تا به نانومتر و هزارتای بعدی به پیکومتر و فمتومتر و آتومتر و زپتومتر و در آخر به یوکتومتر برسید;این آخری
24-^10 متر است که حدود یک میلیاردم شعاع یک پروتون هستش.
با این که فهرست حروف یونانی که علم آن ها را به این فواصل ریز اختصاص داده;به انتها رسید.اما شما تقسیم بر 1000 را همچنان ادامه دهید (برای هر تقسیم یک عدد 3 به عدد منفی بالای سر 10 اضافه کنید) تا به 35-^10 متر (یا 33-^10 سانتی متر برسید) : یعنی یک کسر اعشار با 35 صفر (یا 33 صفر در فاصله سانتی متر) جلو آن و سپس یک عدد;این اندازه مسافت پلانک نام دارد که کوچکترین حد تقسیم مسافت است.
======
کوتاه ترین لحظه زمانیست که نور این مسافت را با سرعت 300000 کیلومتر در ثانیه طی میکنه! این زمان فقط یک سوم 43-^10 ثانیه هستش و زمان پلانک نام داره.
مفهوم ترکیب این دو ایده این است که زنجیره فضا-زمان که ساختار کائنات هستش کوانتیزه شده;به بیان ساده یعنی فضا که ما آن را خلاء بدون ویژگی میشناسیم ;ساختاری دارد دانه دانه است و از کوانتا ;یعنی مقادیر ریز تشکیل شده است.

دانشمندان مدت ها بر این عقیده بودند که فضا-زمان کوانتیزه شده;اون ها در تلاش برای متحد کردن نظریه نسبیت عام اینشتین-که درباره ماهیت گرانش بحث میکند;با مکانیک کوانتومی که درباره ماهیت سه نیروی دیگه ;یعنی هسته ای قوی و ضعیف و نیروی الکترومغناطیس که همراه با گرانش کائنات را کنترل میکنند بحث میکند به این نتیجه رسیدند.
این نظریه که گاهی گرانش کوانتومی;گاهی نظریه وحدت میدان ها و بیشتر از همه نظریه همه چیز نامیده میشود;سازو کار همه نیروها و ذرات کنترل کننده کائنات را شرح میدهد. این نظریه(جام مقدس) فیزیک است و دانشمندان بسیاری در تلاش هستند تا آن را تکمیل کنند وقتی این کار به انجام برسد در میابیم که خالق! در زمان آغاز انفجار بزرگ در 13.7 میلیارد سال پیش چه در ذهن داشته است.

===========
از کتاب اسرار کائنات پروفسور ابراهیم ویکتوری
پس یعنی اگر به طول پلانک برسیم دیگه کار فیزیک تمومه دیگه یعنی دیگه ریزتر نمیتونیم بشیم پس چیزی برای کشف کردن باقی نمیمونه. smile039 قضیه گودل برای خندس دیگه
زمان پلانک زمانی است که طول می‌کشد تا یک فوتون با سرعت نور مسافتی برابر با یک طول پلانک را طی کند. از نظر تئوری این کوچکترین زمان قابل اندازه‌گیری است، تقریبا 43-^10 ثانیه. در چارچوب قوانین فیزیک زمان‌های کوچکتر از یک زمان پلانک را نه می‌توان اندازه‌گیری و نه شناسایی کرد.
پلانک

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

Quantum—hs

نام: حسین صادقی

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۲/۴/۲۶ - ۰۱:۱۰


پست: 21

سپاس: 5

Re: اسرار هیچ چیز

پست توسط Quantum—hs »

پس کوتاه ترین فاصه ممکن چیه نوشتی ؟اصلا کوتاهترین زمان وقتی معنا داره که کوتاه ترین فاصله رو داشته باشیم که این قضیه گودل رو نقض میکنه

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6939

سپاس: 4110

جنسیت:

تماس:

Re: اسرار هیچ چیز

پست توسط DARKENERGY »

Quantum—hs نوشته شده:پس کوتاه ترین فاصه ممکن چیه نوشتی ؟اصلا کوتاهترین زمان وقتی معنا داره که کوتاه ترین فاصله رو داشته باشیم که این قضیه گودل رو نقض میکنه
تحلیل تصاویری که تلسکوپ فضایی هابل از اعماق فضا گرفته بود در سال ۲۰۰۳ منجر به بحثی پیرامون زمان پلانک به عنوان کمترین فاصله فیزیکی ممکن منجر شد. تئوری گرانش کوانتومی ابری (foam) که در مورد نوسانات فضا-زمان در مقیاس پلانک است پیشبینی میکرد که تصویر اجسام بسیار دور بایستی تار باشند؛ اما در تصاویر هابل تصویر تاری مشاهده نشد که برای این تئوری مشکل‌ساز و باعث مناقشه محققان شد تا اینکه Y.jack Ng اظهار داشت که اثر تارشدگی توسط لیو و هیلمن با ضریبی بین15^10 و ۳۰^10 زیاد برآورد شده بود؛ درنتیجه دیگر مشاهدات اثر کمتری در ساخت این تئوری داشتند که: «اثرات تجمعی از نوسانات فضا زمان بر انسجام فاز نور (مشخصاً در تئوری فضا-زمان ابری) کوچک تر از آن میشوند که قابل مشاهده باشند»

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

ارسال پست