گفتگو

مدیران انجمن: parse, javad123javad

matrix

نام: علیرضا

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۴/۲/۲ - ۲۱:۳۰


پست: 73

سپاس: 31


تماس:

Re: گفتگو

پست توسط matrix »

من که تا حالا کرونا نگرفتم. هیچ نوعشو. خیلی سگ جونم smile055 smile055
حالا خودمو چشم نزنم صلوات
Sad but true

Alvin1

عضویت : یک‌شنبه ۱۴۰۱/۵/۹ - ۰۱:۱۸


پست: 0



Re: گفتگو

پست توسط Alvin1 »

۱۲۳۴ نوشته شده:
چهارشنبه ۱۴۰۱/۵/۱۲ - ۲۳:۴۹
Alvin1 نوشته شده:
سه‌شنبه ۱۴۰۱/۵/۱۱ - ۱۸:۱۴
راستی بین ژنتیک ، بیوفیزیک یا بیوشیمی کدوم از اینا نسبت به بقیه قویتر و میتونه موجودات عجیب خلق کنه مثل دیو و هیولا؟
راستش فریدون نداریم که از دست دیوها یی که قراره شما بسازید نجات‌مان بده و دیو هم کم نداریم پس بهتره راهنمایی نشوید smile058
مرسی عزیزم smile031

Alvin1

عضویت : یک‌شنبه ۱۴۰۱/۵/۹ - ۰۱:۱۸


پست: 0



Re: گفتگو

پست توسط Alvin1 »

matrix نوشته شده:
چهارشنبه ۱۴۰۱/۵/۱۲ - ۲۳:۵۲
Alvin1 نوشته شده:
چهارشنبه ۱۴۰۱/۵/۱۲ - ۱۵:۱۰
آقا کسی نبود جواب مارو بده😂😂
یا پیام ها نمیان🙄
مگه شوخی نبود؟ شوخی رو که جواب نمیدن.
فکر کنم پای منقل یه دود دیگه بگیری همزمان دکتر سمیعی و نیوتون با هم بشی smile023 smile021
نتیجه اخلاقی: زیاد مصرف نکنیم. بهینه مصرف کنیم.
نه جدیه ... کلا خواستم بدونم هست ؟ smile031

matrix

نام: علیرضا

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۴/۲/۲ - ۲۱:۳۰


پست: 73

سپاس: 31


تماس:

Re: گفتگو

پست توسط matrix »

Alvin1 نوشته شده:
پنج‌شنبه ۱۴۰۱/۵/۱۳ - ۰۰:۵۲
نه جدیه ... کلا خواستم بدونم هست ؟ smile031
پزشکی فیزیک رباتیک و ژنتیک هر کدوم یه دنیای خیلی بزرگ با کلی اطلاعات برای یاد گرفتن هستن. حالا تو میخوای همشو یاد بگیری؟
Sad but true

نمایه کاربر
rohamjpl

نام: Roham Hesami رهام حسامی

محل اقامت: فعلا تهران قیطریه بلوار کتابی 8 متری صبا City of Leicester Area of Leicestershire LE7

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۰ - ۰۸:۳۴


پست: 2090

سپاس: 3824

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط rohamjpl »

من دو روز نبودم تالار تکون نخورده به دکتر اعتمادنکنید حتی اگه خواهرتون باشه
چطور خواهرم نگفت عما لاپارسکوپی هست چون من نمیخواستم عمل کنم .و گفته بود که عملی در کار نیست خلاصه بعد اونکه با خواهرم رفتیم بیمارستان و گفت فقط تست cbc ,IGU هست خیالم راحت شد ابجیم تو بیمارستان تا رفت بخش پاتالوژی و اومد رنگش مثل گچ بود فقط دلهره داشت مادرم هم ازون بدتر .بعد ازمایشات که تموم شدگفتیم بریم .گفت بریم طبقه پنجم .امشب باش.هنوز نمی دونستم چه خوابی دیده برام. بعد گفت اینجا دراز بکشلباستو عوض کن داداش من تا جوابت بیاد .بابا جواب چه ربطی داره .بعد دکتر امد چارت گرفت ابجیم گفت دکتر ازوفاژیت که نیست .گفت خوشبختانه خیر و اسنت هم نیاز نداره راحت میتونه بخوره تشخیص همونه محل اسفنکتر مریِ کاردیا و گفت چطوری خوبی رهام جان .گفتم بد نیستم .اگه شما بزارین .خندید دست روی شکمم گذاشت و بعد کمی فشار داد .گفت خوب تو خوردن مشکل داری درد تهوع و سرگیجه هم داری .گفتم اره .بعد گفت من میخوام راحتت کنم .وگرنه پگ میزارم .گفتم اقای دکتر این چیه دیگه مگه رویا نگفتی فقط یک ورم ساده هست .بعد گفت اره خانم دکتر درست گفتندببین رهام جون خوب بیا علمی برسی کنیم خانم دکتر خیلی ازت تعریف میکنه گفتم هر خواهری تعریف میکنه. خوب تو هم مثل برادر زاده من هوافضا میخونی پس میفهمی چی میگم
یک نوع انسداد هست گفتم خوب یعنی ویسکوزیته و لزجی و اصطکاک معادله دارسی خوب علل مختلفی داره تنگ شدن گشاد شدن/ جنس و قطر اصطکاک سطح لوله .گفتم جالبه برام
.گفت خوب معلومه میفهمی و زرنگی همینه تو کاردیای شما همینه یک تومور همون باعث انسدادشده همین میشه فشار میاره و باعث درد میشه حالا میخواهیم اونو برطرف کنیم .گفتم من حاضرم .با اندوسکوپی دیگه .گفت یک طوری اره.بعد به رویا گفت خودت میدونی که ممکنه درد و تهوع و یبوست داشته باشه طبیعیه داروها رشو مثل وارفارین کلوپیدورال قطع کن .فردا ساعت 7 امادش کن. به رویاگفت رهام قبلا لاواژ شده .گفت اره میخواستند اندوسکوپی فوری انجام بدن .گفتم دکتر میشه مفهوم این کلمات بگین گفت از خواهرت بپرس
.گفت خوب تو در این موضوع هرچی سرچ کنی بیشتر دلهره میگیری .منم نمیدونم هواپیما چرا موقع پرواز دچار نقص میشه چرا سقوط میکنه .به من میگن مثالا علت موتورش بود مثالا اما تو با دیدن لاشه موتور میهمی کجاش و کدوم قطعه بد کار کرده .منم هر چی سرچ کنم این ارقام و عوامل زیادی میبینم .اما نمیفهمم پس تو کار ما فضولی نکن
روز بعد من بردن طبقه دوم .ابجیم اومد .بعد دیدم اتاق عمل هست ترسیدم .گفت فقط تست هست یک چیزی وصل میکنن .گفتم بچه نیستم ببین من 20 سالمه فهمیدی .ابجیم گفت ببین گفتم چیزی نیست عمل در کار نیست فقط تجهیزات اینجا کامله . یک لوله تو نایم قرار دادن و نفهمیدم بیهوش شدم .وقتی بهوش اومدم تو ریکاوری بودم شکمم قسمت ناف و روی شکم 3 تا زخم و باند و چسب بود .ابجیم و مادرم گفتند بهوش اومدی هنوز سر گیجه داشتم و سر درد و شکمم متورم شده بودهبهم داروی مسکن داد.حال خوبی نداشتم .کم کم بهتر شدم .کلی چیز بهم وصل بود و یک مانیتورینگ .به ابجیم گفتم اخرش کار خودتو کردی .گفتی عمل نیست .ببین به دکتر جماعت حتی خواهرت اعتماد نکن .
اومد جلو گفت رهام جان ببین من یک چیزهایی میدونم که تو نمیفهمی بچه پگ میزاشتن بیچاره بودی دوره درمان طولانی بود الان دو روز هستی بعد هم راحت هستی .تموم شد .مادرم گفت رهام مامان ببین رویا چی میگی .بد تورو که نمیخواد .گفتم نه مامان جون فقط من شدم موش ازمایشی ایشون .خندید گفت اتفاقا رت کم داریم .میترسم بری اونجا همشون هوایی کنی .خندیدم گفتم رویا جون حالا خوب میشم .گفت اره داداشی .مادرم گفت رویا خیلی برات کار کرد .منم مرده زنده شدم ..
تصویر

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به گربه ی زَبادی

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1386

سپاس: 502

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

*شارش* نوشته شده:
چهارشنبه ۱۴۰۱/۵/۱۲ - ۱۵:۲۵
نیما امیر کین
نیما که از دوستای قدیمیمه، البته الآن حس می کنم باز یه خرده دشمن شده! قبلاً هم توی هوپا فعال بود. امیر هم که توی همین هوپا باهاش آشنا شدیم. (assarzadeh)
۱۲۳۴ نوشته شده:
چهارشنبه ۱۴۰۱/۵/۱۲ - ۲۳:۴۹
راستش فریدون نداریم که از دست دیوها یی که قراره شما بسازید نجات‌مان بده و دیو هم کم نداریم پس بهتره راهنمایی نشوید smile058
من چند دهه پیش یه لاکپشت داشتم اسمش، خدا بیامرز، فریدون بود! حالا نمی دونم اون بنده خدا چطوری می خواد نجاتتون بده! smile026
matrix نوشته شده:
چهارشنبه ۱۴۰۱/۵/۱۲ - ۲۳:۵۷
من که تا حالا کرونا نگرفتم. هیچ نوعشو. خیلی سگ جونم smile055 smile055
حالا خودمو چشم نزنم صلوات
زودتر بیا تهران، از خودم می گیری! smile015
rohamjpl نوشته شده:
پنج‌شنبه ۱۴۰۱/۵/۱۳ - ۰۶:۵۳
اومد جلو گفت رهام جان ببین من یک چیزهایی میدونم که تو نمیفهمی بچه پگ میزاشتن بیچاره بودی دوره درمان طولانی بود الان دو روز هستی بعد هم راحت هستی .تموم شد .مادرم گفت رهام مامان ببین رویا چی میگی .بد تورو که نمیخواد .گفتم نه مامان جون فقط من شدم موش ازمایشی ایشون .خندید گفت اتفاقا رت کم داریم .میترسم بری اونجا همشون هوایی کنی .خندیدم گفتم رویا جون حالا خوب میشم .گفت اره داداشی .مادرم گفت رویا خیلی برات کار کرد .منم مرده زنده شدم ..
خوب خدا رو شکر که بخیر گذشت. ببینم تو به حیوونای خونگی علاقه داری؟ خودتون حیوون دارین؟

نمایه کاربر
rohamjpl

نام: Roham Hesami رهام حسامی

محل اقامت: فعلا تهران قیطریه بلوار کتابی 8 متری صبا City of Leicester Area of Leicestershire LE7

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۰ - ۰۸:۳۴


پست: 2090

سپاس: 3824

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط rohamjpl »

به همه حیوانات علاقه دارم بعضی چندش اور هستند. اما به طور کلی به یوز و خرگوش و عقاب علاقه دارم
من خودم قبلا اره یک لوپ داشتم الان ندارم. اخه کسی نیست ازش نگهداری کنه من خودم درس دانشگاه و ابجیم هم پزشکه و خوب مادرم هم حوصله نداره.البته اره راحت شدم واقعا دیگه چیزی نیست ودرد هم با مسکن رفع میشه .خوب خوراک هم دکتر گفته با سبزیجات شروع کنه منم گیاه خوارم البته من لاکتو وجترین گوشت سفید قرمز و ماهی ایناو تخم مرغ نمیخورم اما لبنیات و میوه و اینا میخورم.
تصویر

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به گربه ی زَبادی

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1386

سپاس: 502

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

rohamjpl نوشته شده:
پنج‌شنبه ۱۴۰۱/۵/۱۳ - ۱۲:۰۹
به همه حیوانات علاقه دارم بعضی چندش اور هستند. اما به طور کلی به یوز و خرگوش و عقاب علاقه دارم
من خودم قبلا اره یک لوپ داشتم الان ندارم. اخه کسی نیست ازش نگهداری کنه من خودم درس دانشگاه و ابجیم هم پزشکه و خوب مادرم هم حوصله نداره.البته اره راحت شدم واقعا دیگه چیزی نیست ودرد هم با مسکن رفع میشه .خوب خوراک هم دکتر گفته با سبزیجات شروع کنه منم گیاه خوارم البته من لاکتو وجترین گوشت سفید قرمز و ماهی ایناو تخم مرغ نمیخورم اما لبنیات و میوه و اینا میخورم.
لوپ ها هم بامزّن. من هیچ وقت خرگوش نداشتم ولی چند سالی هست که این حیوون برام خیلی دوست داشتنی شده. الآن طوطی و گُربه دارم.
به حرف دکترات، گوش کن. اگه مجبور شدی گوشت بخوری، مقاومت نکن تا حالت بهتر بشه. بعدش اگه صلاح بود دوباره به گیاهخواری رو بیار.

matrix

نام: علیرضا

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۴/۲/۲ - ۲۱:۳۰


پست: 73

سپاس: 31


تماس:

Re: گفتگو

پست توسط matrix »

یه مشکلی که تو افراد شهری مخصوصا تهران دیدم اینه که خیلی شهری و ادبیات شهری و استایل شهری براشون مهمه. مثلا اینکه لغات و اصطلاحات خاصی رو بلد باشن که یه سریش هم حالت بی ادبانه یا مسخره کردن و استهزا گونه داره. مثلا افراد تهرانی زیاد به افراد بقیه شهر ها یا روستاها میگن شهرستانی و خودشون رو جزو طبقه بالاتر میدونن و بقیه پایینتر از خودشون. یا از نظر استایل مثلا تیپ رپ دارن یا تتو و پیرسینگ زدن و لباسهای مرتبط با مد روز رو میپوشن تا مدرن و شهری به نظر بیان. حالا تو ایران لباسهای مارک جهانی مثل گوچی یا ورساچه یا... نیست ولی به هر حال تیپ روز ایران هست. این رو میشه گفت یک نوع نژاد پرستی هست اما کلمه نژاد شاید کلمه دقیقی نباشه ولی نمیدونم چه کلمه مناسبش هست.
یه شخصی بود داشتم کلیپشو میدیدم که طرف تهرانی بود و جلوی خودپرداز ایستاده بود و ظاهرا یه شخص شهرستانی جلوش بود و داشت از خودپرداز استفاده میکرد و شخص تهرانی پشت سرش داشت بهش شهرستانی بودنش رو گوشزد میکرد و میگفت یه شخصی که اهل خود تهران هست طبقه یا کلاس بالاتری داره و شهرستانی ها اومدن تهران و اونجا اشغال کردن. اگه من به جای اون شخص شهرستانی بودم میگفتم حالا خوبه ما هممون جزو یه خراب شده ای مثل ایران هستیم و اگه اهل منهتن نیویورک بودی چی میگفتی. اینم فکر میکنم به خاطر یه حالت عقده ای هست که این افراد دارن و دوست دارن کلاس اروپایی یا آمریکایی داشته باشن اما ایرانی هستن و مجبورن برای خاموش کردن این عقده افراد غیر تهرانی رو مسخره کنن. اینو من حتی تو افرادی که انتظارش هم نداشتم دیدم.
یا یه سری برای نشون دادن کلاس بالا کلی کلمه انگلیسی رو اونم خیلی اشتباه و ناشیانه و فینگیلیش میچپونن توی متن فارسیشون تا به مخاطب بفهمونن که جزو طبقه بالاتر و با کلاس تری هستن. مخصوصا کسایی که تازه یاد گرفتن انگلیسی رو شروع کردن.
البته بحث نژادپرستی تو همه جای دنیا هست. بین نژاد سیاه پوست یا سفید پوست یا تو ایران بین ترک و فارس و کورد و... ولی اینی که گفتم جنسش یه مقدار فرق میکنه.
حالا من که اصلا دلم نمیخواد تتو بزنم یا لباسای مارک بپوشم یا به خاطر کلاسش با اینکه زبانم خوبه انگلیسی حرف بزنم تا کلاسم رو برسونم چون نه اهمیتی میدم و نه نیازی میبینم. ولی به نظر شما آیا درسته که ظواهر رو حالت با کلاس تر بهش داد یا اینکه اصالت مهمتره؟
Sad but true

نمایه کاربر
Alborz Omidi sh

نام: البرز امیدی شاه آباد

عضویت : یک‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۱۴ - ۱۴:۰۲


پست: 102

سپاس: 39

جنسیت:

Re: گفتگو

پست توسط Alborz Omidi sh »

rohamjpl نوشته شده:
پنج‌شنبه ۱۴۰۱/۵/۱۳ - ۱۲:۰۹
به همه حیوانات علاقه دارم بعضی چندش اور هستند. اما به طور کلی به یوز و خرگوش و عقاب علاقه دارم
من خودم قبلا اره یک لوپ داشتم الان ندارم. اخه کسی نیست ازش نگهداری کنه من خودم درس دانشگاه و ابجیم هم پزشکه و خوب مادرم هم حوصله نداره.البته اره راحت شدم واقعا دیگه چیزی نیست ودرد هم با مسکن رفع میشه .خوب خوراک هم دکتر گفته با سبزیجات شروع کنه منم گیاه خوارم البته من لاکتو وجترین گوشت سفید قرمز و ماهی ایناو تخم مرغ نمیخورم اما لبنیات و میوه و اینا میخورم.
سلام امیدوارم که حالت بهتر باشه
آره یوز ها موجود خفنی هستن کی هست که دوستشون نداشته باشه و خفن تر از اونا هم پلنگ و جگوار هستن ولی تاماندوا و پانگولین حس آرامش به آدم میدن🤭

بله گیاهخواری خیلی خوبه چون این این حیوونا برای استفاده ما تکامل نیافتن، تکامل یافتن تا زندگی کنن ولی به هر حال بدن انسان به پروتئین گوشت حیواناتی مثل مرغ و گوسفند نیاز داره بخصوص در هنگام بیماری!
پس بنظرم یه مدت گیاهخواری رو کنار بذار و فقط صرفا جهت سلامتی خودت همه چیز خوار باش بعد دوباره گیاهخوار شو
خود من منتظرم ۲۰ سالم بشه گیاهخوار بشم چون به هر حال افراد هم سن من نیاز زیادی به پروتیین و گوشت دارن بخصوص اون لاغر مردنیاش مثل من😂
پژوهشگر زیست شناسی تکاملی 🦖

نمایه کاربر
Alborz Omidi sh

نام: البرز امیدی شاه آباد

عضویت : یک‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۱۴ - ۱۴:۰۲


پست: 102

سپاس: 39

جنسیت:

Re: گفتگو

پست توسط Alborz Omidi sh »

matrix نوشته شده:
جمعه ۱۴۰۱/۵/۱۴ - ۱۴:۱۱
یه مشکلی که تو افراد شهری مخصوصا تهران دیدم اینه که خیلی شهری و ادبیات شهری و استایل شهری براشون مهمه. مثلا اینکه لغات و اصطلاحات خاصی رو بلد باشن که یه سریش هم حالت بی ادبانه یا مسخره کردن و استهزا گونه داره. مثلا افراد تهرانی زیاد به افراد بقیه شهر ها یا روستاها میگن شهرستانی و خودشون رو جزو طبقه بالاتر میدونن و بقیه پایینتر از خودشون. یا از نظر استایل مثلا تیپ رپ دارن یا تتو و پیرسینگ زدن و لباسهای مرتبط با مد روز رو میپوشن تا مدرن و شهری به نظر بیان. حالا تو ایران لباسهای مارک جهانی مثل گوچی یا ورساچه یا... نیست ولی به هر حال تیپ روز ایران هست. این رو میشه گفت یک نوع نژاد پرستی هست اما کلمه نژاد شاید کلمه دقیقی نباشه ولی نمیدونم چه کلمه مناسبش هست.
یه شخصی بود داشتم کلیپشو میدیدم که طرف تهرانی بود و جلوی خودپرداز ایستاده بود و ظاهرا یه شخص شهرستانی جلوش بود و داشت از خودپرداز استفاده میکرد و شخص تهرانی پشت سرش داشت بهش شهرستانی بودنش رو گوشزد میکرد و میگفت یه شخصی که اهل خود تهران هست طبقه یا کلاس بالاتری داره و شهرستانی ها اومدن تهران و اونجا اشغال کردن. اگه من به جای اون شخص شهرستانی بودم میگفتم حالا خوبه ما هممون جزو یه خراب شده ای مثل ایران هستیم و اگه اهل منهتن نیویورک بودی چی میگفتی. اینم فکر میکنم به خاطر یه حالت عقده ای هست که این افراد دارن و دوست دارن کلاس اروپایی یا آمریکایی داشته باشن اما ایرانی هستن و مجبورن برای خاموش کردن این عقده افراد غیر تهرانی رو مسخره کنن. اینو من حتی تو افرادی که انتظارش هم نداشتم دیدم.
یا یه سری برای نشون دادن کلاس بالا کلی کلمه انگلیسی رو اونم خیلی اشتباه و ناشیانه و فینگیلیش میچپونن توی متن فارسیشون تا به مخاطب بفهمونن که جزو طبقه بالاتر و با کلاس تری هستن. مخصوصا کسایی که تازه یاد گرفتن انگلیسی رو شروع کردن.
البته بحث نژادپرستی تو همه جای دنیا هست. بین نژاد سیاه پوست یا سفید پوست یا تو ایران بین ترک و فارس و کورد و... ولی اینی که گفتم جنسش یه مقدار فرق میکنه.
حالا من که اصلا دلم نمیخواد تتو بزنم یا لباسای مارک بپوشم یا به خاطر کلاسش با اینکه زبانم خوبه انگلیسی حرف بزنم تا کلاسم رو برسونم چون نه اهمیتی میدم و نه نیازی میبینم. ولی به نظر شما آیا درسته که ظواهر رو حالت با کلاس تر بهش داد یا اینکه اصالت مهمتره؟
2435360_136.jpg
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.
پژوهشگر زیست شناسی تکاملی 🦖

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به گربه ی زَبادی

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1386

سپاس: 502

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

matrix نوشته شده:
جمعه ۱۴۰۱/۵/۱۴ - ۱۴:۱۱
البته بحث نژادپرستی تو همه جای دنیا هست. بین نژاد سیاه پوست یا سفید پوست یا تو ایران بین ترک و فارس و کورد و... ولی اینی که گفتم جنسش یه مقدار فرق میکنه.
درُست می گی. این یه جور برتر بینیِ ناشیانه ست که توی افرادی که بهره ی علمی یا هنری خاصی ندارن زیاد دیده میشه. با این رفتارها تلاش می کنن یا ضعفای خودشونو بپوشونن یا به طرف تلقین کنن که خودشون زیاد حالیشونه و از طرفِ مقابل سواد بیشتری دارن. آدمای عُقده ای که توی بچه گی و نوجوونیشون تربیت مناسبی رو دریافت نکردن یا نسبت به پذیرش نصیحت و حرف منطقی لجبازی کردند بعدها اغلب توی زندگیشون به این عارضه مبتلا میشن. بعضاً آدمای غُد و طلبکاری هستن و توی ارتباطات اجتماعیشون همیشه فکر می کنن که حق با خودشونه و معمولاً وقتی هم که با مدرک، موضوعیو بهشون ثابت می کنی، تمایل دارن که مقاومت کنن یا بحثو یه طوری عوض می کنن یا یه جوری رفتار می کنن که آدم نمی فهمه بالآخره این فرد به عیبش پی برد یا ماست مالی کرد رفت.

@Alborz Omidi sh
البرز جان، اون عکسِ کفتار بامزّه ای که گذاشتی فکر کنم کفتارِ راه راه باشه. دو سه قلّاده توی کوهِ پشتِ خونمون تا همین سه چهار سال پیش بود که متأسفانه شنیدم که یکیشونو کشتن و دو تای دیگه رو هم دیگه هیچوقت ندیدم. اون موقع وقتی برای پیاده روی می رفتم کوه هر از چندی براشون غذا می بردم و معمولاً فقط یکیشون اونجا بود. یادمه یه بار غذا نبرده بودم و دو تاشون اومده بودن، شب شده بود و توی اون قسمت از کوه کسی نبود. صحنه ی عجیب و نسبتاً ترسناکی بود، با دو تا کفتار، تنها توی کوه. فقط برق چشماشونو می دیدم و صدای پاهاشون رو که روی خرده سنگا کنار من راه می رفتن. با این حال، آروم بودنو به لطف خدا با من کاری نداشتن.

نمایه کاربر
You-See

نام: U30

محل اقامت: تهران

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۳/۵/۱۹ - ۱۹:۰۵


پست: 1179

سپاس: 770

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط You-See »

به نظر من چند دسته آدم تو تهران داریم،
- اونایی که از خیلی قبل خیلی پول داشتن و ساکن تهران هم بودن
- اونایی که به تازگی (یعنی کمتر از 30 ساله) خیلی پول به دست آوردن پاشدن اومدن تهران
- اونایی که نه پول زیاد دارن نه قدیمی تهرانن
- اونایی که زیاد پول دار نیستن ولی از خیلی قدیمی های تهران هستن

فرهنگ هر شهری با شهر دیگه فرق می کنه، وقتی پا می شن میان کنار هم قرار می گیرن، اون وقت متوجه می شی چه خبره، این قضیه در تهران، کرج، اسلامشهر، شهریار، شهر ری و چند جای دیگه من دیدم که صدق می کنه.
ببین وقتی مثلا ساکن شهر کوچکی هستیم، خودم رو می گم، رفتار عمومی اون شهر اصلا به چشممون نمیاد، مثلا ممکنه شهر ما عموما آدماش غریب کش باشن، این رو اصلا متوجهش نمی شیم تا وقتی که درگیرش بشیم، و ازش بیرون بیاییم، شهر هر چقدر کوچک تر باشه این رفتارها کمتر به چشم میان. هرچه شهر بزرگتر می شه یا سکنه اش متنوع تر می شن این رفتار ها اصطکاک بیشتری پیدا می کنن. به مرور زمان رفتارها نرم تر و اصلاح شده تر می شن به طوری که برای نسل بعدی ترک و لر و کرد تقریبا شبیه به هم می شن. رفتارهای غیرعادی که تا به حال اصلا متوجهش نبودن از بین می ره. این چیزها و بیرون زدگی ها از فرهنگ شهر بزرگ تر رو اسمش رو می شه گذاشت چیزی که بهش تهرانی ها می گن شهرستانی بازی.
دقت کنی می بینی اکثر شهرهای کوچیک به یه چیز بدی هم مشهور شدن، یکی به خساست، یکی به غریب کشی، یکی به دزدی، یکی به رانندگی بد، یکی به تنبلی، ...

من خودم اصالتا شهرستانی ام، اصلا کیه که نباشه، قصدم توهین نیست کسی جبهه نگیره.

حالا این کلیت داستان بود، اون دسته بندی که گفتم رو هم دخیل کنید تو این موضوع، داشتن پول اعتماد به نفس آدم رو می بره بالا، طبق اصل دانینگ کروگر وقتی اوایلش باشه می شه اعتماد به سقف، و کاذبه، و مشکل سازه، یه مدت که می گذره دیگه داشتن سگ و انداختن زنجیر طلا و ژست گوریل انگوری گرفتن و این چیزا اهمیتش رو از دست می ده و می شه تازه به دوران رسیدگی.

من مشکل رو نه از مردم، از دولت می بینم، دولت که چه عرض کنم، حکومت، وظیفه هدایت، نرمش، کم کردن اصطکاک، برنامه سازی و این چیزا رو داره ولی ول کرده به امان خدا.

این مشکل فقط برای اونایی که پا می شن میان تهران نیست، کلا برای همه اونایی پیش میاد عموما که از شهر کوچیک پا می شن میان شهر های بزرگی مثل تهران کرج تبریز اصفهان و ..
دوستای گلم حمایت کنید : https://cafebazaar.ir/app/com.nikanmehr.marmarxword/

نمایه کاربر
Alborz Omidi sh

نام: البرز امیدی شاه آباد

عضویت : یک‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۱۴ - ۱۴:۰۲


پست: 102

سپاس: 39

جنسیت:

Re: گفتگو

پست توسط Alborz Omidi sh »

M_J1364@yahoo.com نوشته شده:
شنبه ۱۴۰۱/۵/۱۵ - ۰۱:۴۱

@Alborz Omidi sh
البرز جان، اون عکسِ کفتار بامزّه ای که گذاشتی فکر کنم کفتارِ راه راه باشه. دو سه قلّاده توی کوهِ پشتِ خونمون تا همین سه چهار سال پیش بود که متأسفانه شنیدم که یکیشونو کشتن و دو تای دیگه رو هم دیگه هیچوقت ندیدم. اون موقع وقتی برای پیاده روی می رفتم کوه هر از چندی براشون غذا می بردم و معمولاً فقط یکیشون اونجا بود. یادمه یه بار غذا نبرده بودم و دو تاشون اومده بودن، شب شده بود و توی اون قسمت از کوه کسی نبود. صحنه ی عجیب و نسبتاً ترسناکی بود، با دو تا کفتار، تنها توی کوه. فقط برق چشماشونو می دیدم و صدای پاهاشون رو که روی خرده سنگا کنار من راه می رفتن. با این حال، آروم بودنو به لطف خدا با من کاری نداشتن.
بله این کفتار راه راه هست که از تکامل همگرا با گرگ خاکی پیروی می‌کنه و یک گونه از گروه کفتار ها هست که در ایران، هند، و آفریقا زندگی میکنه حالا توی شب کفتار دیدی من یه خاطره باحال ترم دارم
یه بار رفتیم روستا بعد میگفتن که آقا گوسفندامون همینجوری کم میشن. اول گفتن گرگه یا خرسه چون لرستان هم گرگ داره هم خرس داره. آقا دوربین گذاشتن که ببینن چیه
منم چون عاشق آسمان شب بودم چادر زدم جلوی جایی که گوسفندا بودن حدود ده دوازده متر اون طرف تر. نصف شب بیدار شدم آب بخورم که شاید باور نکنی چیزی رو که دیدم
نه گرگ بود نه خرس
پلنگ بود
حدود ساعت ۳ یا ۴ صبح بود شاید برای من ترسناک نبود ولی برای گوسفندا چرا
چون گرفته بود یکیشونو تیکه تیکه کرده بود
از اونجایی که من عاشق پلنگا هستم انداختم گردن گراز (فکر کن گراز از تو سقف بپره پایین گوسفندو ببره کوه 😑)
البته اون دوربین ها هم کار نکردن 😂😂
گفتم آقا گراز می‌دونه شما کجاییذ جاتونو عوض کنید و خب آخرشم گله رو بردن یه جا دیگه.
ولی چند هفته بعد خبر اومد تو روستای اونوری پلنگه زده تمام سگای گله رو نابود کرده و می‌خواسته به چوپان هم حمله کنه ولی چوپان هیچ کاری نکرده و پلنگ هم رفته

یه بار دیگه هم تو کوه بودم دوربین انداختم دیدم دو تا بز کوهی تو یه وجب جا وایسادن آخه لامصبا چجوری؟


حالا اگه بشه حتما حتما حتما یه مطلب خیلی خوب درمورد کفتار ها تا امشب میزارم تالار زیست
پژوهشگر زیست شناسی تکاملی 🦖

نمایه کاربر
Alborz Omidi sh

نام: البرز امیدی شاه آباد

عضویت : یک‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۱۴ - ۱۴:۰۲


پست: 102

سپاس: 39

جنسیت:

Re: گفتگو

پست توسط Alborz Omidi sh »

You-See نوشته شده:
شنبه ۱۴۰۱/۵/۱۵ - ۰۳:۲۱
به نظر من چند دسته آدم تو تهران داریم،
- اونایی که از خیلی قبل خیلی پول داشتن و ساکن تهران هم بودن
- اونایی که به تازگی (یعنی کمتر از 30 ساله) خیلی پول به دست آوردن پاشدن اومدن تهران
- اونایی که نه پول زیاد دارن نه قدیمی تهرانن
- اونایی که زیاد پول دار نیستن ولی از خیلی قدیمی های تهران هستن

فرهنگ هر شهری با شهر دیگه فرق می کنه، وقتی پا می شن میان کنار هم قرار می گیرن، اون وقت متوجه می شی چه خبره، این قضیه در تهران، کرج، اسلامشهر، شهریار، شهر ری و چند جای دیگه من دیدم که صدق می کنه.
ببین وقتی مثلا ساکن شهر کوچکی هستیم، خودم رو می گم، رفتار عمومی اون شهر اصلا به چشممون نمیاد، مثلا ممکنه شهر ما عموما آدماش غریب کش باشن، این رو اصلا متوجهش نمی شیم تا وقتی که درگیرش بشیم، و ازش بیرون بیاییم، شهر هر چقدر کوچک تر باشه این رفتارها کمتر به چشم میان. هرچه شهر بزرگتر می شه یا سکنه اش متنوع تر می شن این رفتار ها اصطکاک بیشتری پیدا می کنن. به مرور زمان رفتارها نرم تر و اصلاح شده تر می شن به طوری که برای نسل بعدی ترک و لر و کرد تقریبا شبیه به هم می شن. رفتارهای غیرعادی که تا به حال اصلا متوجهش نبودن از بین می ره. این چیزها و بیرون زدگی ها از فرهنگ شهر بزرگ تر رو اسمش رو می شه گذاشت چیزی که بهش تهرانی ها می گن شهرستانی بازی.
دقت کنی می بینی اکثر شهرهای کوچیک به یه چیز بدی هم مشهور شدن، یکی به خساست، یکی به غریب کشی، یکی به دزدی، یکی به رانندگی بد، یکی به تنبلی، ...

من خودم اصالتا شهرستانی ام، اصلا کیه که نباشه، قصدم توهین نیست کسی جبهه نگیره.

حالا این کلیت داستان بود، اون دسته بندی که گفتم رو هم دخیل کنید تو این موضوع، داشتن پول اعتماد به نفس آدم رو می بره بالا، طبق اصل دانینگ کروگر وقتی اوایلش باشه می شه اعتماد به سقف، و کاذبه، و مشکل سازه، یه مدت که می گذره دیگه داشتن سگ و انداختن زنجیر طلا و ژست گوریل انگوری گرفتن و این چیزا اهمیتش رو از دست می ده و می شه تازه به دوران رسیدگی.

من مشکل رو نه از مردم، از دولت می بینم، دولت که چه عرض کنم، حکومت، وظیفه هدایت، نرمش، کم کردن اصطکاک، برنامه سازی و این چیزا رو داره ولی ول کرده به امان خدا.

این مشکل فقط برای اونایی که پا می شن میان تهران نیست، کلا برای همه اونایی پیش میاد عموما که از شهر کوچیک پا می شن میان شهر های بزرگی مثل تهران کرج تبریز اصفهان و ..
سگ که چیزی نیست سگ رو منم دارم
تهرانیا پلنگ و جگوار و کفتار دارن
بی کلاس ترینشون لمور و کوالا داره

اسم سگا بد در رفته بخدا
پژوهشگر زیست شناسی تکاملی 🦖

ارسال پست