مشاعره

مدیران انجمن: javad123javad, parse

نمایه کاربر
خواهر نیوتون

عضویت : شنبه ۱۳۹۰/۹/۱۲ - ۲۰:۰۶


پست: 315

سپاس: 29

جنسیت:

Re: مشاعره

پست توسط خواهر نیوتون »

دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را /دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
اگه دل کندن آسون بود ،فرهاد به جای کوه ،دل میکند ....

نمایه کاربر
Sina Asadi

نام: سینا اسدی

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۰/۴/۲۱ - ۱۳:۲۲


پست: 365

سپاس: 49

جنسیت:

تماس:

Re: مشاعره

پست توسط Sina Asadi »

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
You know!....the purpose should be somewhere beyond the impossible limits.

نمایه کاربر
fr@nk

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۸ - ۱۳:۳۳


پست: 67

سپاس: 2

Re: مشاعره

پست توسط fr@nk »

ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
ببر اندوه دل و مزده دلدار بیار
following death and life without hesitation that,s love...

نمایه کاربر
mostafaizadi

نام: مصطفی ایزدی

عضویت : جمعه ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ - ۱۲:۴۴


پست: 126

سپاس: 21

جنسیت:

Re: مشاعره

پست توسط mostafaizadi »

ریاضت کش از بهر نام و غرور که طبل تهی را رود بانگ دور

نمایه کاربر
fr@nk

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۸ - ۱۳:۳۳


پست: 67

سپاس: 2

Re: مشاعره

پست توسط fr@nk »

رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در اصف نرسد فریادم
following death and life without hesitation that,s love...

نمایه کاربر
professor.freak

نام: پویان

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۰/۴/۲۱ - ۱۶:۰۵


پست: 611

سپاس: 19

جنسیت:

تماس:

Re: مشاعره

پست توسط professor.freak »

من وانکار شراب این چه حکایت باشد/ غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد
زندگی تنها سایه ای گذرا و بازیگری بی نوا است که ساعتی بر صحنه می خرامد و به شور و هیجان می آید و سپس دیگر آوایی به گوش نمی رسد .افسانه ای خشم آلود و پر خروش که ابلهی حکایت می کند و هیچ معنایی ندارد.(مکبث-شکسپیر)
انسان حیوان غمگینی است که فقط اعجاز به هیجان می آوردش ،یا کشتار.(هفت دیوانه -روبرتو آرلت)

نمایه کاربر
fr@nk

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۸ - ۱۳:۳۳


پست: 67

سپاس: 2

Re: مشاعره

پست توسط fr@nk »

دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله ی موی تو بود
following death and life without hesitation that,s love...

نمایه کاربر
Overdose

عضویت : چهارشنبه ۱۳۸۶/۱۱/۱۷ - ۱۴:۲۵


پست: 28

سپاس: 2


تماس:

Re: مشاعره

پست توسط Overdose »

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

واندرین کار دل خویش بدریا فکنم

هر چه از دست می رود ، بگذار برود ..!
چیزی که به التماس آلوده باشد نمی خواهم ، هر چه باشد ...
حتی زندگی

Ernesto Rafael Guevara de la serna

نمایه کاربر
MA*MA

نام: مهتاب

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۳۵


پست: 48

سپاس: 10

جنسیت:

Re: مشاعره

پست توسط MA*MA »

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

نمایه کاربر
s.baran2020

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۰/۱/۱۴ - ۱۶:۵۴


پست: 50

سپاس: 17

Re: مشاعره

پست توسط s.baran2020 »

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلی صفاتم دادند

"حافظ" smile072
پروردگارا...
به من
آرامشي ده
تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم
دليري ده
تا تغيير دهم آنچه را كه مي توانم تغيير دهم
بينش ده
تا تفاوت اين دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن
مطابق ميل من رفتار كنند


(جبران خليل جبران )

******************************************
آنچه کرم ابریشم پایان دنیا می پندارد، در نظر پروانه آغاز زندگی است.

نمایه کاربر
Sina Asadi

نام: سینا اسدی

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۰/۴/۲۱ - ۱۳:۲۲


پست: 365

سپاس: 49

جنسیت:

تماس:

Re: مشاعره

پست توسط Sina Asadi »

در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
You know!....the purpose should be somewhere beyond the impossible limits.

نمایه کاربر
professor.freak

نام: پویان

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۰/۴/۲۱ - ۱۶:۰۵


پست: 611

سپاس: 19

جنسیت:

تماس:

Re: مشاعره

پست توسط professor.freak »

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم/دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
زندگی تنها سایه ای گذرا و بازیگری بی نوا است که ساعتی بر صحنه می خرامد و به شور و هیجان می آید و سپس دیگر آوایی به گوش نمی رسد .افسانه ای خشم آلود و پر خروش که ابلهی حکایت می کند و هیچ معنایی ندارد.(مکبث-شکسپیر)
انسان حیوان غمگینی است که فقط اعجاز به هیجان می آوردش ،یا کشتار.(هفت دیوانه -روبرتو آرلت)

نمایه کاربر
Overdose

عضویت : چهارشنبه ۱۳۸۶/۱۱/۱۷ - ۱۴:۲۵


پست: 28

سپاس: 2


تماس:

Re: مشاعره

پست توسط Overdose »

ای نام تو بهترین سر اغاز
بی نام تو نامه کی کنم باز

هر چه از دست می رود ، بگذار برود ..!
چیزی که به التماس آلوده باشد نمی خواهم ، هر چه باشد ...
حتی زندگی

Ernesto Rafael Guevara de la serna

نمایه کاربر
Diana

عضویت : شنبه ۱۳۹۰/۳/۲۱ - ۲۰:۳۵


پست: 154

سپاس: 15


تماس:

Re: مشاعره

پست توسط Diana »

زاب بی رنـگ، صـد هـزاران رنگ
لالــه و گـل نـگــر در آن گـلـزار

"هاتف اصفهانی"
من میدانم که تو کودن نیستی
ولی خود را به کودنی میزنی!!!!

نمایه کاربر
نانوh2o

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۴ - ۱۱:۲۷


پست: 77

سپاس: 18

جنسیت:

Re: مشاعره

پست توسط نانوh2o »

رخم از درد وغم چون فصل زرده
نمیدونم چه سازم با دل خود
تواین حال هوا یاد توکرده
smile072
[color=#0000BF]خدایا دستم به اسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن[/color]

ارسال پست