مشاعره

مدیران انجمن: javad123javad, parse

نمایه کاربر
نانوh2o

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۴ - ۱۱:۲۷


پست: 77

سپاس: 18

جنسیت:

Re: مشاعره

پست توسط نانوh2o »

توهستی عروس باغ رویایم تو هستی
فروغ تیر گیهایم توهستی
مخوان امشب سرود تلخ رفتن
که نور صبح فردا یم توهستی smile072
[color=#0000BF]خدایا دستم به اسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن[/color]

نمایه کاربر
Sina Asadi

نام: سینا اسدی

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۰/۴/۲۱ - ۱۳:۲۲


پست: 365

سپاس: 49

جنسیت:

تماس:

Re: مشاعره

پست توسط Sina Asadi »

یاران یارا گاهی،دل ما را،به چراغ نگاهی روشن کن
چشم تار ما را، چو مسیحا، به دمیدن آهی روشن
You know!....the purpose should be somewhere beyond the impossible limits.

نمایه کاربر
goddess

عضویت : جمعه ۱۳۸۷/۷/۱۹ - ۲۱:۱۷


پست: 692

سپاس: 37

Re: مشاعره

پست توسط goddess »

نه به خانه دل قرار و نه به کوی یار گیرد
چه کنم مگر بمیرم که دلم قرار گرد
smile054

نمایه کاربر
نانوh2o

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۴ - ۱۱:۲۷


پست: 77

سپاس: 18

جنسیت:

Re: مشاعره

پست توسط نانوh2o »

دوچشمم را چودریا کرده ای تو
زبس امروز فردا کرده ای تو
ازاین بد عهدی ونامهربانی
نمیدانی چه باما کردهای تو
smile072
[color=#0000BF]خدایا دستم به اسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن[/color]

نمایه کاربر
goddess

عضویت : جمعه ۱۳۸۷/۷/۱۹ - ۲۱:۱۷


پست: 692

سپاس: 37

Re: مشاعره

پست توسط goddess »

واعظم آسان نصیحت می کند بر ترک عشق
چون نمی داند که ترک عشق کاری مشکل است

نمایه کاربر
نانوh2o

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۴ - ۱۱:۲۷


پست: 77

سپاس: 18

جنسیت:

Re: مشاعره

پست توسط نانوh2o »

تونخلی ایتی از شور و گرما
من ان کاجم که روییدم به سرما
بیا با گرمی ات دلگرمی ام ده
بیا تا بشکند قندیل غمها
smile072
[color=#0000BF]خدایا دستم به اسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن[/color]

نمایه کاربر
goddess

عضویت : جمعه ۱۳۸۷/۷/۱۹ - ۲۱:۱۷


پست: 692

سپاس: 37

Re: مشاعره

پست توسط goddess »

الا ای هم نشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بشینم

user16220

عضویت : شنبه ۱۳۸۷/۳/۱۸ - ۲۲:۰۱


پست: 374

سپاس: 122

Re: مشاعره

پست توسط user16220 »

مستي بهانه كردم و چندان گريستم

تا كس نداندم كه گـــرفتــار كيــستم
تصویر

نمایه کاربر
نانوh2o

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۴ - ۱۱:۲۷


پست: 77

سپاس: 18

جنسیت:

Re: مشاعره

پست توسط نانوh2o »

من وتوماشدن را یاد دادیم
به شب فردا شدن رایاددادیم
من و توجوبه جوقطره به قطره
ره دریاشدن را یاد دادیم
smile072
[color=#0000BF]خدایا دستم به اسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن[/color]

نمایه کاربر
anTi-ИeuTЯin0

عضویت : جمعه ۱۳۹۰/۱۱/۷ - ۱۵:۱۵


پست: 774

سپاس: 239

Re: مشاعره

پست توسط anTi-ИeuTЯin0 »

Dominant نوشته شده:دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم؟
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
تکراری است-طبق اصول مشاعره شما از روند مشاعره باید حذف شوی یا امتیاز منفی بگیری smile063 smile124 /صفحه 16/

-
ما ز یاران چشم یاری داشتیم--- smile072 ---خود غلط بود آنچه میپنداشتیم
-

furogh

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۶/۷/۳ - ۰۰:۲۵


پست: 667

سپاس: 16


تماس:

Re: مشاعره

پست توسط furogh »

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
تن ما به ماه ماند كه ز مهر ميگدازد
دل ما به چنگ زهره كه گسسته تار بادا

نمایه کاربر
خواهر نیوتون

عضویت : شنبه ۱۳۹۰/۹/۱۲ - ۲۰:۰۶


پست: 315

سپاس: 29

جنسیت:

Re: مشاعره

پست توسط خواهر نیوتون »

وانگه گشود سینه و دیدم که اشک عجز
تابوت عشقه من به کف نور می سپرد
اگه دل کندن آسون بود ،فرهاد به جای کوه ،دل میکند ....

نمایه کاربر
professor.freak

نام: پویان

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۰/۴/۲۱ - ۱۶:۰۵


پست: 611

سپاس: 19

جنسیت:

تماس:

Re: مشاعره

پست توسط professor.freak »

دی شیخ با چراغ گشت همی‌ دور شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
زندگی تنها سایه ای گذرا و بازیگری بی نوا است که ساعتی بر صحنه می خرامد و به شور و هیجان می آید و سپس دیگر آوایی به گوش نمی رسد .افسانه ای خشم آلود و پر خروش که ابلهی حکایت می کند و هیچ معنایی ندارد.(مکبث-شکسپیر)
انسان حیوان غمگینی است که فقط اعجاز به هیجان می آوردش ،یا کشتار.(هفت دیوانه -روبرتو آرلت)

نمایه کاربر
Diana

عضویت : شنبه ۱۳۹۰/۳/۲۱ - ۲۰:۳۵


پست: 154

سپاس: 15


تماس:

Re: مشاعره

پست توسط Diana »

تا شدي ز من غافل سر زدم به هر محفل
بي تو ميكشد كارم عاقبت به رسوايي
من میدانم که تو کودن نیستی
ولی خود را به کودنی میزنی!!!!

نمایه کاربر
professor.freak

نام: پویان

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۰/۴/۲۱ - ۱۶:۰۵


پست: 611

سپاس: 19

جنسیت:

تماس:

Re: مشاعره

پست توسط professor.freak »

dیاد می آید مرا کز کودکی /همره من بوده همواره یکی
او مرا همراه بودی هر دمی / سیر ها می کردم اندر عالمی
...
زندگی تنها سایه ای گذرا و بازیگری بی نوا است که ساعتی بر صحنه می خرامد و به شور و هیجان می آید و سپس دیگر آوایی به گوش نمی رسد .افسانه ای خشم آلود و پر خروش که ابلهی حکایت می کند و هیچ معنایی ندارد.(مکبث-شکسپیر)
انسان حیوان غمگینی است که فقط اعجاز به هیجان می آوردش ،یا کشتار.(هفت دیوانه -روبرتو آرلت)

ارسال پست