هر كي كه فيزيك رو دوست دارد يك شعر در وصفش بگه !!

مدیران انجمن: parse, javad123javad

som

عضویت : دوشنبه ۱۳۸۶/۸/۲۸ - ۱۶:۳۲


پست: 3



پست توسط som »

خيلي حيفه كه تو اين سايت به اين عظمت در مورد آقا حرفي زده نشه!
چه خوش است آن دم كه به عالم برسد از كعبه صدايش



جعفري

فيزيكدان

پست توسط جعفري »

به نام خداوند فیزیک دان
پدید آورنده طول و جرم و زمان
خدایی که از ذره ای چون فوتون
جهان را به نورش پی افکند بن
دیشب به خواب رفتم در عالم کوانتا
در بین موج و هسته، در داخل اتمها
در هسته خفته بودند جمعی ز نوکلئونها
بر گردشان دویدم همچون الکترونها
روی مدار بوهری آرام می خزیدم
فارغ زهرچه تابش یا ریزش اتمها
یا جنبشی جهیدم رفتم مدار بالا
وقتی که باز گشتم آزاد شد فوتون ها
ای صاحب کرامت شکرانه ی نسبیت
روزی تفقدی کن آلبرت بی نوا را
مدیر به خود نپوشید این خرقه ی می آلود
گر تو نمی پسندی کامنت ده ما را
و بالاخره همدوسی، یکرنگی، حرکت به خط مستقیم و کلا معرفت را از فوتون های لیزر بیاموزیم................

نمایه کاربر
Medina

محل اقامت: شيراز

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۸۶/۹/۲۵ - ۱۲:۵۳


پست: 62



پست توسط Medina »

انیشتین یک سلام ناشناس البته می بخشی ،
دوان در سایه روشن های یک مهتاب خلیایی
نسیم شرق می آید، شکنج طرّه ها افشان
فشرده زیر بازو شاخه های نرگس و مریم
از آن هایی که در سعیدیه شیراز می رویند
زچین و موج دریاها و پیچ و تاب جنگل ها
دوان می آید و صبح سحر خواهد به سر کوبید
در خلوت سرای قصر سلطان ریاضی را.
درون کاخ استغنا، فراز تخت اندیشه
سر از زانوی استغراق خود بردار
به این مهمان که بی هنگام و ناخوانده است، دربگشا
اجازت ده که با دست لطیف خویش بنوازد،
به نرمی چین پیشانی افکار بلندت را
به آن ابریشم اندیشه هایت شانه خواهد زد.
نبوغ شعر مشرق نیز با آیین درویشی
به کف جام شرابی از سبوی حافظ و خیام
به دنبال نسیم از در رسیده می زند زانو
که بوسد دست پیر حکمت دانای مغرب را
انشتن آفرین بر تو ،
خلاء با سرعت نوری که داری ، در نوردیدی
زمان در جاودان پی شد، مکان در لامکان طی شد
حیات جاودان کز درک بیرون بود پیدا شد
بهشت روح علوی هم که دین می گفت جز این نیست
تو با هم آشتی دادی جهان دین و دانش را
انشتن ناز شست تو!
نشان دادی که جرم و جسم چیزی جز انرژی نیست
اتم تا می شکافد جزو جمع عالم بالاست
به چشم موشکاف اهل عرفان و تصوّف نیز
جهان ما حباب روی چین آب را ماند
من ناخوانده دفتر هم که طفل مکتب عشقم،
جهان جسم ، موجی از جهان روح می دانم
اصالت نیست در مادّه.
انشتن صد هزار احسن و لیکن صد هزار افسوس
حریف از کشف و الهام تو دارد بمب میسازد
انشتن اژدهای جنگ ....!
جهنم کام وحشتناک خود را باز خواهد کرد
دگر پیمانه عمر جهان لبریز خواهد شد
دگر عشق و محبت از طبیعت قهر خواهد کرد
چه می گویم؟
مگر مهرو وفا محکوم اضمحلال خواهد بود؟
مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد؟
مگر یک مادر از دل «وای فرزندم» نخواهد گفت؟
انشتن بغض دارم در گلو دستم به دامانت
نبوغ خود به کام التیام زخم انسان کن
سر این ناجوانمردان سنگین دل به راه آور
نژاد و کیش و ملّیت یکی کن ای بزرگ استاد
زمین، یک پایتخت امپراطوریّ وجدان کن
تفوق در جهان قائل مشو جز علم و تقوا را
انشتن نامی از ایران ویران هم شنیدستی؟
حکیما، محترم می دار مهد ابن سینا را
به این وحشی تمدّن گوشزد کن حرمت ما را.
انشتن پا فراتر نه جهان عقل هم طی کن
کنار هم ببین موسی و عیسی و محمّد را
کلید عشق را بردار و حلّ این معمّا کن
و گر شد از زبان علم این قفل کهن واکن.
انشتن بازهم بالا
خدا را نیز پیداکن.


استاد شهريار
چه كسي مي خواهد من و تو ما نشويم، خانه اش ويران باد...

پروفسور مهسا

محل اقامت: تهران

عضویت : دوشنبه ۱۳۸۶/۱۱/۱۵ - ۰۹:۴۹


پست: 8



پست توسط پروفسور مهسا »

گل من با تو شب هايم سحر بود
تمام هستي ام نام فيزيك بود
فيزيك گفتم دلم در سينه بشگست
تمام هستي آيينه بشكست
فيزيك گفتم دلم بي تاب تر شد
خطوط گونه ام از آب تر شد
......
شعر از پروفسور مهسا
فيزيك دان جوان:مهسا

پروفسور مهسا

محل اقامت: تهران

عضویت : دوشنبه ۱۳۸۶/۱۱/۱۵ - ۰۹:۴۹


پست: 8



پست توسط پروفسور مهسا »

گل من با تو شب هايم سحر بود
تمام هستي ام نام فيزيك بود
فيزيك گفتم دلم در سينه بشگست
تمام هستي آيينه بشكست
فيزيك گفتم دلم بي تاب تر شد
خطوط گونه ام از آب تر شد
......
شعر از پروفسور مهسا
فيزيك دان جوان:مهسا

جاناتان

محل اقامت: تهران

عضویت : دوشنبه ۱۳۸۵/۱۲/۲۱ - ۱۶:۱۳


پست: 14



پست توسط جاناتان »

اندر وصف فيزيك:
قوري ز قلم ؛قلم زقوري
تو عشق مني گوگوري مگوري
براي من شنيدن اينكه شن ساحل ها نرم است كافي نيست . بايد پاهاي خودم اين نرمي را احساس كند.

نمایه کاربر
rohamjpl

نام: Roham Hesami رهام حسامی

محل اقامت: فعلا تهران قیطریه بلوار کتابی 8 متری صبا City of Leicester Area of Leicestershire LE7

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۰ - ۰۸:۳۴


پست: 1856

سپاس: 3351

جنسیت:

تماس:

Re: هر كي كه فيزيك رو دوست دارد يك شعر در وصفش بگه !!

پست توسط rohamjpl »

من از اول ادبیاتم ضعیف بوده .حتی دبیرستان هم بجای ادبیات سعی میکردم یک فرمول یا رابطه بین انها پیدا کنم که فعل و فاعل و اینها چیه اخرش هم نفهمیدم .یک شعر فقط در صورت داشتن معنی میفهمم .شعر انگلیسی هم نمیفهمم .ترجمه میکنم معنی را نمیدونم
The fountains mingle with the river
And the rivers with the ocean
The winds of heaven mix for ever
With a sweet emotion
Nothing in the world is single
All things by a law divine
فواره ها با رودخانه مخلوط می شوند
و رودخانه هایی با اقیانوس ها
بادهای بهشت برای همیشه در هم می آمیزند
با حسی شیرین
هیچ چیز در دنیا تنها نیست.
همه چیز طبق قانون الهی هست
خوب انگلیسی فارسی نداره من مفهوم نمیفهمم .
هر کس برای کاری ساخته شده .
"هدف علم این است که چیزهای دشوار را به روشی ساده تر قابل درک کند. هدف شعر بیان چیزهای ساده به شیوه ای نامفهوم است. "این دو با هم ناسازگار هستند."
“The aim of science is to make difficult things understandable in a simpler way; the aim of poetry is to state simple things in an incomprehensible way, “The two are incompatible.”
خوب ببینید این شعر هست
I am an aerospace engineer
Build an engine for endurance
I'm looking to build saber reaction engines
Through the tools and knowledge I have
It makes me happy
And look for mechanics
To open the skies
The stars are shouting, I'm going to them
There are other humans in other systems and galaxies
So I have to build a propulsion system that takes its fuel from space and travels to infinite space at a speed close to light.
من یک مهندس هوافضا هستم
یک موتور برای پایداری بسازید
من به دنبال ساخت موتورهای واکنش سابر هستم
از طریق ابزار و دانشی که دارم
باعث خوشحالی من می شود
و به دنبال مکانیک باشید
برای گشودن آسمان ها
ستاره ها فریاد می زنند من به سمت آنها می روم
انسان های دیگری نیز در منظومه ها و کهکشان های دیگر وجود دارند
بنابراین من باید یک پیشرانه بسازم که سوخت خود را از فضا گرفته و با سرعتی نزدیک به نور به فضای بینهایت سفر کند.hope I helped you understand the question. Roham Hesami, sixth
semester of aerospace engineering
smile072 smile072 رهام حسامی ترم ششم مهندسی هوافضاتصویر
smile260 smile016 :?:
تصویر

۱۲۳۴

نام: مینو

عضویت : سه‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۲۳ - ۱۱:۵۲


پست: 50



Re: هر كي كه فيزيك رو دوست دارد يك شعر در وصفش بگه !!

پست توسط ۱۲۳۴ »

فیزیک شیمی با زیست بدون اونها کی زیست.

نمایه کاربر
Alborz Omidi sh

نام: البرز امیدی شاه آباد

عضویت : یک‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۱۴ - ۱۴:۰۲


پست: 93

سپاس: 27

جنسیت:

Re: هر كي كه فيزيك رو دوست دارد يك شعر در وصفش بگه !!

پست توسط Alborz Omidi sh »

یکی کوه بود نامش البرت کوه
به فیزیک نزدیک و دور از گروه

بدانجای نسبیت را لانه بود
غم مخور
پژوهشگر زیست شناسی تکاملی 🦖

۱۲۳۴

نام: مینو

عضویت : سه‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۲۳ - ۱۱:۵۲


پست: 50



Re: هر كي كه فيزيك رو دوست دارد يك شعر در وصفش بگه !!

پست توسط ۱۲۳۴ »

شب رهروان عشق دراز است انگار
ستارگان زلف یار هزار است انگار
فیزیک و شیمی و جبر و هندسه
در خلوت یار و در سه تار است انگار
تار اول علم چو باشد جبرش
تار دوم فیزیک آن غنچه نگار است انگار
تار دگر  شیمی و در خم یار است انگار
همشان گرد هم و گردن یار است انگار
آخرین ویرایش توسط ۱۲۳۴ پنج‌شنبه ۱۴۰۱/۴/۳۰ - ۱۴:۵۹, ویرایش شده کلا 1 بار

۱۲۳۴

نام: مینو

عضویت : سه‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۲۳ - ۱۱:۵۲


پست: 50



Re: هر كي كه فيزيك رو دوست دارد يك شعر در وصفش بگه !!

پست توسط ۱۲۳۴ »

شب رهروان عشق دراز است انگار
ستارگان زلف یار درهزار است انگار
فیزیک وشیمی وجبر وهندسه
درخلوت یار و در سه تار است انگار
تار اول علم چو باشد جبرش
تار دوم فیزیک آن غنچه نگار است انگار
تار دگرش  شیمی در خم یار است انگار
همشان گرد هم و گردن یار است انگار
آخرین ویرایش توسط ۱۲۳۴ پنج‌شنبه ۱۴۰۱/۴/۳۰ - ۱۴:۵۹, ویرایش شده کلا 1 بار

۱۲۳۴

نام: مینو

عضویت : سه‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۲۳ - ۱۱:۵۲


پست: 50



Re: هر كي كه فيزيك رو دوست دارد يك شعر در وصفش بگه !!

پست توسط ۱۲۳۴ »

فیزیک شیمی بازیست؟ بدون اونها کی زیست؟

۱۲۳۴

نام: مینو

عضویت : سه‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۲۳ - ۱۱:۵۲


پست: 50



Re: هر كي كه فيزيك رو دوست دارد يك شعر در وصفش بگه !!

پست توسط ۱۲۳۴ »

شب رهروان عشق دراز است انگار
ستارگان زلف یار درهزار است انگار
فیزیک وشیمی وجبر وهندسه
درخلوت یار و در سه تار است انگار
تار اول علم چو باشد جبرش
تار دوم فیزیک آن غنچه نگار است انگار
تار دگرش  شیمی  در خم یار است انگار
زیست هم مغبچه ی  وین چه نگار است انگار
همشان گرد هم و گردن یار است انگار
آخرین ویرایش توسط ۱۲۳۴ پنج‌شنبه ۱۴۰۱/۴/۳۰ - ۱۵:۰۰, ویرایش شده کلا 1 بار

۱۲۳۴

نام: مینو

عضویت : سه‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۲۳ - ۱۱:۵۲


پست: 50



Re: هر كي كه فيزيك رو دوست دارد يك شعر در وصفش بگه !!

پست توسط ۱۲۳۴ »

شب رهروان عشق دراز است انگار
ستارگان زلف یار درهزار است انگار
فیزیک وشیمی وجبر وهندسه
درخلوت یار و در سه تار است انگار
تار اول علم چو باشد جبرش
تار دومش فیزیک آن غنچه نگار است انگار
تار دگرش  شیمی  در خم یار است انگار
زیست هم مغبچه ی  وین چه نگار است انگار
همشان گرد هم و گردن یار است انگار
حمدلله که علوم  ورد زبان است انگار

۱۲۳۴

نام: مینو

عضویت : سه‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۲۳ - ۱۱:۵۲


پست: 50



Re: هر كي كه فيزيك رو دوست دارد يك شعر در وصفش بگه !!

پست توسط ۱۲۳۴ »

شب رهروان عشق دراز است انگار
ستارگان زلف یار درهزار است انگار
فیزیک وشیمی وجبر وهندسه
درخلوت یار و در سه تار است انگار
تار اول علم چو باشد جبرش
تار دوم فیزیک آن غنچه نگار است انگار
تار دگرش  شیمی  در خم یار است انگار
زیست هم مغبچه ی  وین چه نگار است انگار
همشان گرد هم و گردن یار است انگار
حمدلله که هنوز تعریف علم  ورد زبان است انگار
دوسه بیتی دگرش خانم نیاز است انگار
قصد او هر که کند چاره آن ترک دیار است انگار
آخرین ویرایش توسط ۱۲۳۴ پنج‌شنبه ۱۴۰۱/۴/۳۰ - ۱۵:۱۰, ویرایش شده کلا 1 بار

ارسال پست