زمان از کی به وجود امده؟


Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی Anita! در سه شنبه 6 تير 1391 - 10:27

زمان ماده نیست، هست؟
______________________________________________________________
نماد کاربر
 
سپـاس : 52

ارسـال : 496


سن: 17 سال
نام نویسی: 90/5/19

زن

Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی هرمز پگاه در سه شنبه 6 تير 1391 - 10:48

chikh نوشته است:
هرمز پگاه نوشته است:
chikh نوشته است:
هرمز پگاه نوشته است:
chikh نوشته است:گرانش از نظر کوانتومی گراویتون فرض میشود اما در نسبیت قضیه متفاوت است. شما صحبت از انحنای فضا کردید من هم گفتم شما نمیتوانید در نظریه تان از انحنای فضا زمان صحبت کنید چون شما زمان را طور دیگری تعریف کردید.
میتوان گفت شما در این نظریه به طور کلی نسبیت را کنار گذاشتید! زمان را مفهوم دیگری بخشیدید، مکان را نیوتونی کردید، سرعت انرژی را در جاهایی کمتر از نور گرفتید، گرانش را کوانتومی فرض کردید و... ولی کنار گذاشتن نسبیت به همین راحتی نیست! اگر کوانتوم و بقیه نظریه ها میتوانست همه چیز را به خوبی توضیح دهد دیگر احتیاجی به نسبیت نبود. مفاهیمی که نسبیت به ما عرضه کرد هیچ نظریه دیگری قادر به توضیح آن نیست.
مفاهیمی مانند انبساط فضا، سیاهچاله، انتقال به سرخ و آبی گرانشی و بسیاری مفاهیم دیگر.

نه و نه : ما این هایی را که شما گفتید نگفتیم، برداشت خودتان بود.
خمش اسپاش و چگالی گراویتون ها هر دو یک پدیده را نمایش میدهند
از دوی سوی گوناگون. فیزیک کواتوم، کامیاب تر از انست که بتوان
آنرا کنار نهاد و هم اکنون نیز خمش اسپاش ( که دگرگونی جنبش را
در پی دارد و دگرگونی زمان را به "پدید " میاورد) همتراز برهمکنشی
گراویتون ها با ریزگان دیگر شمرده میشود.
در هر میدانی همین است، شما میتوانید برای نمونه رفتار الکترون
هارا با اثر میدان آهنکهربایی روشنگری کنید ویا با همکنشی آنها
با ریزگان نیروبر فوتون ( یا فوتون مجازی). اینها هردو هم ارزند.
ناگفته نماند که خود انشتین یکی از پیشاهنگان فیزیک کوانتوم بود.
و در انیکه میدان گرانش، میدان انرژی است، هیچ بروبرگردی ندارد
چه در فیزیک نسبتی کلاسیک و چه در فیزیک کوانتوم.

اینکه کوانتوم و نسبیت عام با هم در تناقض اند مسئله ای کاملا شناخته شده است و هیچ کس تابحال نتوانسته این دو نظریه را با هم یکی کند. شما مجبورید جاذبه را یا با کوانتوم شرح دهید یا با نسبیت. مگر اینکه نظریه همه چیز را کشف کرده باشید!

ستیزی میان ایندو نیست چون یکی به جهان کلان و دیگری به جهان ریز میپردازد
و تنها در جاهایی مانند روشنگری گرانش، هرکدام شیوه ی دیگری دارند که با
هم "هم ارز" هستند. پس همچنان که تنمایه و نوانمایه با هم "ستیزی" ندارند
و دو روی یک سکه اند، اینجا هم همین است. به اینها میگویند " مدل " .
یکی نگاه ماکروسکوپی و دیگری نگاه میکروسکوپی به این داستان است.
مهند این است که به وارون گفته ی شما، گرانش هم در نسبیت یک میدان توانمایه
و هم در کوانتوم باز با ریزگان توانمایه بنام گراویتون روشنگری میشود و در هردو
توانمایه در کار است. چیزی که شما فرموده بودید که نیست!:

اگر ستیزی بین این دو نبود که تابحال نظریه همه چیز کشف شده بود! همین که هرکدام ازآنها فقط میتوانند یکی از جهان های ماکروسپی و میکروسکوپی را شرح دهند یعنی تناقض.
درضمن دو تعریف انحنای فضا زمان و انرژی به هم مربوط هستند ولی یکی نیستند! طبق نظریه نسبیت انرژی باعث انحنای فضازمان اطراف خود میشود.مثلا جرم که نوعی انرژیست باعث انحنای فضازمان میشود. پس انحنای فضا زمان حاصل انرژیست نه خود آن!
از آن گذشته، جستار ما بروی این ها نبود، روی این بود که زمان هستی بنیادین
دارد ، یا اینکه هستی برکشیده از هستی های دیگر.

یک نظریه باید تمام ابعاد را در نظر بگیرد. شما مساله جاذبه را حل نکردید.

ما هم نگفتیم که خود آن است، گفتیم خمش مکان ، هم ارز چگالی گراویتون است
و اینکه میدان گرانش، به وارون گفته ی شما، یک میدان توانمایه می باشد.:
chikh نوشته است:پس باید گرانش را نوعی انرژی فرض کنیدکه این خلاف فرض است.

همچنان که گفتیم، ایندو نگاه ماکروسکوپی و میروسکوپی هستند و از اینرو
ستیزی باهم ندارد. این "ستیز" تنها در نزد هامه (عوام) چنین دانسته است.
خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد
نماد کاربر
 
سپـاس : 6431

ارسـال : 7363


شهر: پاريس
نام نویسی: 84/6/18

ذکر نشده

Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی هرمز پگاه در سه شنبه 6 تير 1391 - 11:53

godfather نوشته است:شما درست میگید! فیزیک هرگز نگفته که زمان حقیقتی بنیادی دارد! چون اصولا رسالت و حیطه فیزیک این نیست که تعیین کند چه چیزی حقیقت بنیادی دارد!
اما همانگونه که گفتم اگر زمانی انتزاعی بود و هیچ تحقق فیزیکی تداشت دیگه فیزیک نبود در غالب یک پدیده متا فیزیکی بررسی میشد!
این که زمان راستا داره و مکان راستا نداره مشکلش چیه؟
راستا نداشتن مکان به خاطر اینه که هندسه جهان ما تختِ! k=0 ! یا یکی از فرض های ماست همیشه! اگه خودمون رو در یک فضای غیر تخت فرض کنیم مثلا یک جرم در فضا باشه! اون وقت دیگه به فضا هم میشه یک جهت نسبت داد ( چون یک هندسه غیر متقارن پیدا میکنه)
در واقع در فضای تخت که متریکِ مینکوفسکی طول فضا زمان رو توصیف میکنه تمام ضرایبِ سه جمله فضایی یکیه و برای زمان فرق میکنه! یک تقارن داریم که باعث میشه جهتی برتری نداشته باشه! اگر هندسه غیر تخت و غیر متقارن باشه میشه به فضا یک جهت نسبت داد! زمان هم یه بعدِ (فضا زمانِ 4 بعدیه) با سه بعد فضایی فرق میکنه ولی چرا فرق نکنه؟ این تفاوت در متریکِ فضا زمان و همه جای دیگه هم قابل مشاهدست!
دوباره میگم اصلا فیزیک جوابی به این سوال نمیده که چی حقیقت بنیادی هست؟
"حقیقتی بنیادی" در جایی در فیزیک تعریف نشده! بلکه یک مفهوم فلسفیه!
__________________________________________________

معمولا یک فیلسوف دستگاهِ فلسفی داره! یا در غالب یک دستگاه فلسفی حرف میزنه!
ابن سینا دستگاه فلسفی نداره دوستِ عزیز! بیشتر در مورد یک سری مفاهیم تفکر کرده! بیشتر یک متفکر بوده! و به اصطلاح میگن فیلسوف به این افراد!
مثال دیگرش شیخ اشراق (میرداماد) که او هم به هیچ وجه فیلسوف نبوده !
به هر حال اگر شما با دستگاه فلسفی ابنِ سینا آشنا هستید،!! خوشحال میشم بگید!
__________________________________

نه با رسیدن آنتروپی یک سیستم به بیشترین مقدار خودش زمان بی معنی نمیشه!
بلکه دیگه نمیشه جهت زمانی تعریف کرد! راستا نداره! مثله مکان در یک فضایِ تخت!
مکان دارای چه آثارِ وجودییه؟ فقط آثار وجودی که به مکان نسبت میدید با شهود ذهنی انسان کلاسیک بیشتر همخوانی دارن! همین! وگرنه متر کردن یک اندازه به همان اندازه ارزش دارد که شمردن تعداد نوساناتِ یک آونگ!
از دید نسبیت این دو مفهوم جدا نا پذیرند! پدیده ها در فضا زمان قرار دارن نه زمام و فضا!
هیچ جا در فیزیک تا امروز به انتزاعی بودن زمان اشاره ی نشده!
همونجور که به حقیقت بنیادی بودن زمان و نه هیچ مفهوم دیگهای اشاره نشده!

دوست عزیز این سوالی نیست که بشه از فیزیک پرسید! و فیزیک هم جوابی نداره که بده!
___________________________________________________

فلسفه ویتکنشتاین به اندازه کل مکاتب فلسفی قبلی در فلسفی که امروز رایج هست بر فلسفه تا ثیر گذار بوده!
به طوری که فلسفه زبان به یکی از رایج ترین گرایشات پژوهشی فلسفه تبدیل شده و اکثر فلاسفه بزرگ معاصر مثلِ پوپر، کواین و ژیژک تحت تاثیر کارای اونن!
به نظر شما شاخه ی فلسفه ای که در دانشگاهها به عنوان گرایش فلسفه (فلسفه زبان) تدریس میشه و پژوهش روزِ فلسفه به حساب میاد، قابلِ قبول نیست؟ :)
___________________________________________________

خب، شما تا کنون میگفتید که فیزیک گفته که زمان هستی بنیادین دارد، پس اکنون
که میگویید فیزیک چنین چیزی نگفته، یک پیشرفتی کرده ایم. این بار بازهم به وارون
گفته ی شما، خویشکاری فیزیک این است که فربود و چیزهای فربودین را بررسی کند
و دریابد که کدام سخن و نگره و .. فربودین و راستین است و کدام نادرست. فیزیک در این
راستا همچنین بررسی میکند که چه پنداره ای هستی بنیادین دارد یا ندارد و گرنه اینهمه
میان فیزکدانان گفتمان نبود که آیا زمان باشنده ی راستین است یا نه، استرینگ ها باشنده
فربودین هستند یا نه، هّتا در گذشته راترفورد و دیگران باید هستی الکترون و ساختار اتم
و جز اینها را که اکنون چیزهایی پیش پا افتاده اند، پایور میکرد و کسانی هنوز به هستی
کوارک و پروتون و .. باور ندارند!. پس یک کار فیزیک هم همین است که شما گفتید نیست.
----
در پیام پیشین گفتید که پورسینا فیلسوف نبود که نشان دادیم هست. دستگاه فلسفی وی هم
همان دستگاه فلسفی ارستو است که کوشیده در آن گامهایی از خود نیز بردارد. ایشان خب
یک نگر ی در باره ی زمان داده که ما برای نمونه اینجا آوردیم که نشان بدهیم که این گفتمان
در گذشته هم بوده. اکنون شما میخواهید هرجور شده پورسینا را پس بزنید، گرفتاری ندارد !
از هم اکنون ایشان را می گذاریم کنار!
----
ما در پی این نبودیم که زمان چرا راستا دارد و.. ما تنها دگرسانی های گستره ی و پنداره ی
"زمان" را با "اسپاش(مکان)" سنجیدیم که این یک کار ناروا نیست ( به وارون گفته یشما)
در آن میان نشان دادیم که زمان راستا دارد که از جنبش واگسترشی اسپاش و افزایش آنتروپی
سرچشمه میگیرد، به زبان دیگر این هم یک هستومندی بنیادین نیست و به جنبش ماده وابسته
است و برای همین هم آنگاه که آنتروپی به بیشترینه برسد، هم راستای زمان از میان خواهد
رفت و هم خود زمانی ما میشناسیم ( که به نام زمان کلان macrotime هم خوانده میشود)
از میان خواهد(نه تنها رستا) رفت و تنها خـُردزمان ( microtime) که از جنبش ریزگان در یک
اسپاش همگون به ویر میرسد ( مانند برفک تلویزیون!) بجای خواهد ماند، که این خود یک نشانه ی
دیگر است که زمان یک باشنده ی بنیادین نیست ( "زمانی" خواهد رسید که زمان نخواهد بود!!)
ولی مکان این گونه نیست، یک پای شما اینور و یک پایتان انور است و هر دو جا باشنده اند!
آیا ولی میتوانید به زمان نادرشاه بروید؟
----
از سوی دیگر هم گفتیم که پنداره های برکشیده که در ریاضی و فیزیک بکار میروند، مانند پرهون
وتیل و سه‌بر و چاربر و شمارگان و شماره ی پی و .. هستی بیرونی ندارند ولی هستی نزدیک
به هستی راستین دارند چرا که از بیرون کشیدن ویژگی های چیزهای راستین بدست آمده اند.
برای نمونه دیده اند که هم خورشید و هم ماه و هم هندوانه یک ریخت گردی دارند و این گردی
را همچو یک پنداره ی نوین ، برساخته و نامش را پرهون نهاده اند. پس ما میتوانیم بگوییم،
پرهون یک ویژگی از خورشید و هندوانه و چیزهای راستین دیگر است و برای همین نزدیک
به راستینگی و باشندگی بیرونی است ولی هرگز یک باشنده ی بیرونی نمیباشد !

پس از فیزیک میشود در باره فربود پرسید و از خود فیزیک هم هتّا فلسفه های فیزیک پدید امده،
مانند فلسفه های کوانتومی گوناگون، مانند هواداران بوهر و ...

خویشکاری = وظیفه ، تکلیف
فربود= واقعیت
فربودی= واقعی
دگرسانی = تفاوت
دگرسان = متفاوت
اسپاش = فضا (مکان)
واگسترش = انبساط
راستا = جهت
بیشترینه = ماکزیموم
باشنده = موجود، شیئ
هستومند = موجود (زاب)، دارای هستی
پایور کردن = اثبات کردن
پرهون = دایره
تیل = نقطه
رج = خط راست
سه‌بر = مثلث
شمارگان = اعداد
شمارک = عدد

------------------key words--------------------
macro-time
time-irreversible macro-physical behaviour
------
block universe model
خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد
نماد کاربر
 
سپـاس : 6431

ارسـال : 7363


شهر: پاريس
نام نویسی: 84/6/18

ذکر نشده

Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی jhvh در سه شنبه 6 تير 1391 - 12:21

این فیزیثک دانا به خدا هیچ چی نمی فهمن بخندید اگه آروم شدید :
زمان همان قدر انتزاعیه که مکان انتزاعیه زمانی اینقده بدم میاد از دانشمندایی که به لحاظ مدرک بالاتر از ما جوونای کنجکاو و با نشاطن
اگه مخالفید یه تعریف برا ابعاد فضایی بدید
دو تاشم میشه فلسفی بررسی کرد بیایید فکرامونو رو هم بذاریم
 
سپـاس : 240

ارسـال : 1431


نام: hadi teimurian
سن: 20 سال
نام نویسی: 90/10/26

مرد

Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی godfather در سه شنبه 6 تير 1391 - 12:33

من هرگز نگفتم که فیزیک در مورد" هستی بنیادین" داشتنِ پدیده ای حرف میزنه! اگه گفتم نشون بدید! واژه هستی بنیادین تو فیزیک تعریف نشده! یک تعریف فلسفیه!
هستی بنیادین با واژه های به ظاهر مترادفش فرق میکنه و فیزیک تنها درباره ی موجوداتی که تحقق عملی دارن حرف میزنه (نه در مورد مفاهیم انتزاعی) اون کارِ متا فیزیکِ!
_______________________________________
هنوز هم میگم فیلسوف نبوده! اتفاقا ابن سینا در یک مقطعی به دستگاه فلسفی ارسطو ایراد میگرفته!
شما ویتگنشتاین رو که در کتب فلسفه امروز (مثل تاریخ فلسفه راسل) و بسیاری کتب بروز دیگه یک فصل رو به خودش اختصاص داده غیرِ قابل قبول می خوانید و به کار های متفکر قدیمی مثل ابنِ سینا می پردازید که در کمتر کتاب بروزی به اون اشاره ای هم نشده!
_______________________________________

چرا مقایسه این دو درست نیست!( چون تفاوتشون از توصیف ارایه شده در نسبیت کاملا مشخصِ) همان طور که گفتم مکان هم در یک هندسه غیر متقارن راستا داره!
و باز قیاس نا درستِ شما! دوستِ عزیز در نسبیت خاص تنها قانون اینست که برای تمامی ناظر ها المان طولِ فضا زمان dx2+dy2+dz2-cdt2 ناوردا بماند! فقط همین پس چگونه برای یک ناظر قسمت مکانی متریک(طول اقلیدسی) را که به قسمتِ زمانی وابسته و نسبت به ساعتی که می خواند متغیر است را از قسمتی زمانی جدا میکنید! و هم چنین در مورد قسمتِ زمان هم همینطور!
و اینکه من نمی توانم در زمانِ نادرشام باشم؟! :)
" من نمی توانم در فضا زمان نادر شاه باشم!" ( اگر این دید کلاسیک را ادامه دهید بحث ما کاملا بیهوده است)
ولی حتی در دید کلاسیک خودتان :) شما هم نمی توانید بیرون از افق رویدادتان بروید! :) (اما این گزاره غلط است)
و اینکه شما شرایط خاصی (مرزی) مثل ثابت شدن آنتروپی را برای از بین رفتن یک بعد مثل زمان در نظر میگیری، مفهوم خاصی نمی دهد :)
خوب که چی مثلا در بیگ کرانچ هم جهان در به یک سینگولاریتی میرسد و نهایتا فضا دیگر وجود نخواهد داشت! ( ولی باز هم قیاس اشتباه) (فضا زمان وجود نخواهد داشت!!!)
_______________________________________________________

دوستِ عزیز بله مفاهیمی که گفتید مثل بردار و دایره و ... مفاهیمِ ریاضی هستند(انتزاعی هستند) که وارد فیزیک شده اند!
هرگز ادعا نشده بردار یک مفهوم فیزیکیست یا دایره! :)
اما زمان به هیچ عنوان یک مفهوم ریاضیاتی نیست!
بلکه کاملا یک مفهوم فیزیکیست و در غالب فیزیک به تحقق رسیده!
“Science is a way of trying not to fool yourself”
نماد کاربر
سرپرست تالار فیزیک جدید

سرپرست تالار فیزیک جدید
 
سپـاس : 292

ارسـال : 550


سن: 25 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 85/5/26

مرد

Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی Hollywood Undead در سه شنبه 6 تير 1391 - 13:40

هرمز پگاه نوشته است:
از هیچکدام از این تصاویر و توضیحات اینکه الکترون با سرعت نور حرکت میکنه دریافت نمیشه

شما از تندای بیرونی خیزه ای بنام الکترون سخن میگویید.
هر ریزک تنمایه دار که در جنبش ست ، دارای دو جور توانمایه است:
١- توانمایه بیرونی یا همان توانمایه جنبشی ( EK = 0.5*mV² ) ~ تندای بیرونی ~ زمان بیرونی
٢- توانمایه ی درونی ، که همان است که بگونه ی تنمایه در آن گرفتار است (E=mC²) ~ تندای درونی ~ زمان درونی
این دو بخش توانمایه سراسری چنین ریزکی را میسازند:
relativeEG.png

چرا این با جمع ساده ی ایندو بخش برابر نیست، چون تنمایه چیزی جز توانمایه ی
گرفتاری که همچون خیزه ی بسته ای با تندای نور در جنبش است، نمیباشد
و جمع تنداهایش نمیتواند بالاتر از تندای نور باشد، بلکه همواره برابر آن است.
توانمایه چیزی نیست جز یک جنبش خیزه ای گرچه بگونه ی تنمایه هم گرفتار باشد.


توانمایه = انرژی
تنمایه = جرم
خیزه = موج
خیزه ی بسته = موج ساکن

چند اشکال داره این فرمول بندی .
اول اینکه اگر سرعت نور رو ثابت فرض کنید در فرمول آخری میبینیم با تغییر سرعت ذره جواب معادله نیز تغییر میکنه پس این انرژی سراسری که شما داری ازش صحبت میکنی همون تند ایا سرعت نور نیست .
دوم با داشتن انرژی جنبشی یک ذره یا یک الکترون میتونی سرعت اون رو بدست بیاری و این سرعت هیچگاه در فیزیک به اسم سرعت بیرونی تعریف نشده برای راحت شدن این مبحث تعریف سرعت بیرونی و درونی رو از یک دانشگاه معتبر لینک کنید .
سوم انرژی کل یک الکترون همون انرژی مکانیکی از جمع جبری انرژی جنبشی و پتانسیل الکتریکی بدست میاد و در جمع این انرژی ها از رابطه معروف انیشتین استفاده نمیکنند پس باید معلوم کنید منظور شما از جمع جبری انرژی چیه ؟ انرژی تعریف خودش رو در فیزیک داره .
چهارم استفاده از فرمول های سرعت بالا در سرعت های پایین درست نیست در حالی که شما میخوای یک اصل کلی بیرون بکشی .
پنجم رابطه معروف انیشتین نیز در مورد جرم سکون یک ذره است که در همه حال ثابته پس همون طور که خودتون هم گفتید از جمع جبری این دو انرژی انرژی سرارسری بدست نمیاد چرا که هم جرم سکون ثابته هم سرعت نور پس در دو طرف معادله ای که بسازیم دو ثابت داریم و یک متغییر که همچین معادله رو نمیشه ساخت مثلآ
انرژی جنبشی + انرژی از رابطه معروف انیشتین = انرژی سراسری
چون سمت چپ معادله ثابته اگر انرژی جنبشی ذره ای تغییر کنه باید انرژی آن نیز از رابطه معروف انیشتین نیز تغییر که نمیشه .
حالا برسیم به نتیجه گیری شما
چرا این با جمع ساده ی ایندو بخش برابر نیست، چون تنمایه چیزی جز توانمایه ی
گرفتاری که همچون خیزه ی بسته ای با تندای نور در جنبش است، نمیباشد
و جمع تنداهایش نمیتواند بالاتر از تندای نور باشد، بلکه همواره برابر آن است.
توانمایه چیزی نیست جز یک جنبش خیزه ای گرچه بگونه ی تنمایه هم گرفتار باشد.

فوتون که به قول شما انرژی گرفتار نیست آیا باز هم میتونید از جمع جبری فرمول های بالا به سرعت نور برسید ؟ اگه نمیتونید پس کل نتیجه گیری و فرمول بندی های شما اشتباهه
2 : تعریفی که من از انرژی تا حال شنیدم که به صورت های گوناگون هم وجود داره مثل انرژی مکانیکی یا جنبشی یا پتانسیل اصلا همچنی مفهومی رو نمیرسونه موج انرژیه . من هم میگم ذره انرژیه شما میتونی این ادعا رو رد کنی ؟
تعریف موج هم ساده ترین تعریف از ویکی
In physics, a wave is a disturbance or oscillation that travels through spacetime, accompanied by a transfer of energy. Wave motion transfers energy from one point to another

هرمز پگاه نوشته است:
Hollywood Undead نوشته است:
هرمز پگاه نوشته است:این سخنتان هم نادرست است، یا دستکم، گزاره تان را بد فورمولیزه کردید.
smile072

نه چون شما گفتی فوتون انرژی نابه من خواستم بگم اگه اینطوریه پس الکترون هم انرژی نابه چون انرژی الکترون از ضرب جرمش در سرعت نور به توان دو بدست میاد و فوتون چون جرم نداره مقدار انرژی آن از روش دیگه ای بدست میاد .
الکترون و فوتون هر دو جزو ذرات فاندامنتال جهان هستن که هر کدام حاوی مقادیری از انرژی هستن نه اینکه یکی ناب باشه و اون یکی غیر ناب .

درست است، الکترون هم توانمایه است ولی "آزاد" نیست.
فروتون را را از اینجا ناب گفتیم که بی دگرگونی و یکراست کار
انجام میدهد ، ولی تنمایه را باید نخست شکافت تا کار انجام دهد.
پس هم الکترون و هم فوتون، بسته هایی از توانمایه هستند
در دو چهره ی گوناگون. جدایی الکترون از فوتون در این است که به
آن میتوان توانمایه بیرونی هم افزود ( تندای بیرونی بدان بخشید)
که ولی بازهم بهمراه تندای توانمایه ی درونی اش، برابر C است.


شما از شکافت چه چیزی صحبت میکنی ؟ الکترون که مثل اتم نیست که بشه شکافتش
به شما گفتم الکترون ساختمون درونی نداره شاید منظور شما اینه انرژی انیشتینی رو از الکترون بگیریم و روی امواج سوار کنیم ؟
الکترون هم یک راست با انرژی جنبشی که داره میتونه کار انجام بده .
اینکه به الکترون میتونیم سرعت بدیم ولی به فوتون نمیتونیم باز چیز جدیدی نیست چون فوتون دقیقا با سرعت نور حرکت میکنه و سرعت نور مطلقه و فراتر از اون نمیشه رفت .
نماد کاربر
 
سپـاس : 219

ارسـال : 277


سن: 24 سال
نام نویسی: 90/4/9

مرد

Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی هرمز پگاه در سه شنبه 6 تير 1391 - 13:51

----هستی نداشتن زمانی های گذشته و آینده:
پس شما میگویید که یک نقطه ی زمانی بنام زمان نادرشاه نبوده؟
همچنین زمان اینده که بچه های شما پدربزرگ هستند هم نیست؟
مهر ورزیده و ایندو پرسش را پاسخ بدهید!
----
فضا دیگر وجود نخواهد داشت???

نادرست است، چرا که هم در مهبانگ و هم در این کرانچ گرایندی
هنوز اسپاشی با گنجای پلانک هست! پس اسپاش از میان نمی رود!
-----
بلکه کاملا یک مفهوم فیزیکیست و در غالب فیزیک به تحقق رسیده!

نه دوست گرامی، از بیخ گرفتاری سر این بود که آیا این پنداره ی
فیزیکی، پنداره ای برکشیده هست یانه. من تنها از زمینه ی ریاضی
نمونه هایی چند از پنداره های برکشیده را آوردم ! کجا من گفتم که
زمان هم یک پنداره ی ریاضی است!!؟
در فیزیک از زبان ریاضی برای گشودن پرسمان ها سود جسته میشود،
مانند بـُردار برای نیرو و تندا و ...
برای نمونه، تکینگی ( سینگولاریته) یک پنداره ی فیزیکی است ولی
هستی بنیادین ان پایور نشده و تنها برآورد یک رشته از همچندی هاست.
( تکینگی راستین دیده نشده، چرا که نه از پیش از زمان پلانک آگاهی
داریم و نه از آژگاه سیاهچاله ها ..)
----
غالب (قالب) = کالبد



پنداره = مفهوم
برکشیده = انتزاعی
گـُـنجا= حجم
آژگاه = مرکز
خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد
نماد کاربر
 
سپـاس : 6431

ارسـال : 7363


شهر: پاريس
نام نویسی: 84/6/18

ذکر نشده

Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی Hollywood Undead در سه شنبه 6 تير 1391 - 14:03

من هم با اینکه زمان بنیادین نیست موافقم خیلی از دانشمندان هم با این نظر موافق هستن در فرمول ویلر دویت هم زمان مفهوم خودش رو از دست میده و تابع موجی مستقل از زمان عمل میکنه .

تصویر
نماد کاربر
 
سپـاس : 219

ارسـال : 277


سن: 24 سال
نام نویسی: 90/4/9

مرد

Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی هرمز پگاه در سه شنبه 6 تير 1391 - 14:20

Hollywood Undead نوشته است:
هرمز پگاه نوشته است:
از هیچکدام از این تصاویر و توضیحات اینکه الکترون با سرعت نور حرکت میکنه دریافت نمیشه

شما از تندای بیرونی خیزه ای بنام الکترون سخن میگویید.
هر ریزک تنمایه دار که در جنبش ست ، دارای دو جور توانمایه است:
١- توانمایه بیرونی یا همان توانمایه جنبشی ( EK = 0.5*mV² ) ~ تندای بیرونی ~ زمان بیرونی
٢- توانمایه ی درونی ، که همان است که بگونه ی تنمایه در آن گرفتار است (E=mC²) ~ تندای درونی ~ زمان درونی
این دو بخش توانمایه سراسری چنین ریزکی را میسازند:
relativeEG.png

چرا این با جمع ساده ی ایندو بخش برابر نیست، چون تنمایه چیزی جز توانمایه ی
گرفتاری که همچون خیزه ی بسته ای با تندای نور در جنبش است، نمیباشد
و جمع تنداهایش نمیتواند بالاتر از تندای نور باشد، بلکه همواره برابر آن است.
توانمایه چیزی نیست جز یک جنبش خیزه ای گرچه بگونه ی تنمایه هم گرفتار باشد.


توانمایه = انرژی
تنمایه = جرم
خیزه = موج
خیزه ی بسته = موج ساکن

چند اشکال داره این فرمول بندی .
اول اینکه اگر سرعت نور رو ثابت فرض کنید در فرمول آخری میبینیم با تغییر سرعت ذره جواب معادله نیز تغییر میکنه پس این انرژی سراسری که شما داری ازش صحبت میکنی همون تند ایا سرعت نور نیست .
دوم با داشتن انرژی جنبشی یک ذره یا یک الکترون میتونی سرعت اون رو بدست بیاری و این سرعت هیچگاه در فیزیک به اسم سرعت بیرونی تعریف نشده برای راحت شدن این مبحث تعریف سرعت بیرونی و درونی رو از یک دانشگاه معتبر لینک کنید .
سوم انرژی کل یک الکترون همون انرژی مکانیکی از جمع جبری انرژی جنبشی و پتانسیل الکتریکی بدست میاد و در جمع این انرژی ها از رابطه معروف انیشتین استفاده نمیکنند پس باید معلوم کنید منظور شما از جمع جبری انرژی چیه ؟ انرژی تعریف خودش رو در فیزیک داره .
چهارم استفاده از فرمول های سرعت بالا در سرعت های پایین درست نیست در حالی که شما میخوای یک اصل کلی بیرون بکشی .
پنجم رابطه معروف انیشتین نیز در مورد جرم سکون یک ذره است که در همه حال ثابته پس همون طور که خودتون هم گفتید از جمع جبری این دو انرژی انرژی سرارسری بدست نمیاد چرا که هم جرم سکون ثابته هم سرعت نور پس در دو طرف معادله ای که بسازیم دو ثابت داریم و یک متغییر که همچین معادله رو نمیشه ساخت مثلآ
انرژی جنبشی + انرژی از رابطه معروف انیشتین = انرژی سراسری
چون سمت چپ معادله ثابته اگر انرژی جنبشی ذره ای تغییر کنه باید انرژی آن نیز از رابطه معروف انیشتین نیز تغییر که نمیشه .
حالا برسیم به نتیجه گیری شما
چرا این با جمع ساده ی ایندو بخش برابر نیست، چون تنمایه چیزی جز توانمایه ی
گرفتاری که همچون خیزه ی بسته ای با تندای نور در جنبش است، نمیباشد
و جمع تنداهایش نمیتواند بالاتر از تندای نور باشد، بلکه همواره برابر آن است.
توانمایه چیزی نیست جز یک جنبش خیزه ای گرچه بگونه ی تنمایه هم گرفتار باشد.

فوتون که به قول شما انرژی گرفتار نیست آیا باز هم میتونید از جمع جبری فرمول های بالا به سرعت نور برسید ؟ اگه نمیتونید پس کل نتیجه گیری و فرمول بندی های شما اشتباهه
2 : تعریفی که من از انرژی تا حال شنیدم که به صورت های گوناگون هم وجود داره مثل انرژی مکانیکی یا جنبشی یا پتانسیل اصلا همچنی مفهومی رو نمیرسونه موج انرژیه . من هم میگم ذره انرژیه شما میتونی این ادعا رو رد کنی ؟
تعریف موج هم ساده ترین تعریف از ویکی
In physics, a wave is a disturbance or oscillation that travels through spacetime, accompanied by a transfer of energy. Wave motion transfers energy from one point to another

هرمز پگاه نوشته است:
Hollywood Undead نوشته است:
هرمز پگاه نوشته است:این سخنتان هم نادرست است، یا دستکم، گزاره تان را بد فورمولیزه کردید.
smile072

نه چون شما گفتی فوتون انرژی نابه من خواستم بگم اگه اینطوریه پس الکترون هم انرژی نابه چون انرژی الکترون از ضرب جرمش در سرعت نور به توان دو بدست میاد و فوتون چون جرم نداره مقدار انرژی آن از روش دیگه ای بدست میاد .
الکترون و فوتون هر دو جزو ذرات فاندامنتال جهان هستن که هر کدام حاوی مقادیری از انرژی هستن نه اینکه یکی ناب باشه و اون یکی غیر ناب .

درست است، الکترون هم توانمایه است ولی "آزاد" نیست.
فروتون را را از اینجا ناب گفتیم که بی دگرگونی و یکراست کار
انجام میدهد ، ولی تنمایه را باید نخست شکافت تا کار انجام دهد.
پس هم الکترون و هم فوتون، بسته هایی از توانمایه هستند
در دو چهره ی گوناگون. جدایی الکترون از فوتون در این است که به
آن میتوان توانمایه بیرونی هم افزود ( تندای بیرونی بدان بخشید)
که ولی بازهم بهمراه تندای توانمایه ی درونی اش، برابر C است.


شما از شکافت چه چیزی صحبت میکنی ؟ الکترون که مثل اتم نیست که بشه شکافتش
به شما گفتم الکترون ساختمون درونی نداره شاید منظور شما اینه انرژی انیشتینی رو از الکترون بگیریم و روی امواج سوار کنیم ؟
الکترون هم یک راست با انرژی جنبشی که داره میتونه کار انجام بده .
اینکه به الکترون میتونیم سرعت بدیم ولی به فوتون نمیتونیم باز چیز جدیدی نیست چون فوتون دقیقا با سرعت نور حرکت میکنه و سرعت نور مطلقه و فراتر از اون نمیشه رفت .


من از الکترونی که بگرد هسته میگردد و .. سخن نگفتم که بخواهیم از توانمایه ی پتانسیل اهنکهربایی و .. هم سخن بگوییم،
فزون بر این من تنها نیز از این توانمایه ی "مکانیکی" که نوشتید نیز سخن نگفتم، من از همه ی توانمایه ای
که یک پیکره ی جنبنده دارد سخن گفتم و الکترون را نمونه آوردم. میتواند پاره آجر هم باشد.
من خودم این انرژی بیرونی/ درونی را در پیام بالاتر کران‌نمایی (تعریف) کردم !
هرمز پگاه نوشته است:١- توانمایه بیرونی یا همان توانمایه جنبشی ( EK = 0.5*mV² ) ~ تندای بیرونی ~ زمان بیرونی
٢- توانمایه ی درونی ، که همان است که بگونه ی تنمایه در آن گرفتار است (E=mC²) ~ تندای درونی ~ زمان درونی

--
من گفتم که هر تنمایه ای از توانمایه ی گرفتار و فشرده درست شده که در یک جای ریز زندانی است، درست
مانند گلوئون ها در پروتون. الکترون هم از توانمایه درست شده، چون میتوان دید که یک فوتون میتواند
یک الکترون و یک پوزیترون را پدید بیاورد. پس این توانمایه که در فوتون با تندای نور میرفته، در
بسته ای بنام الکترون ( به همراه پوزیترون) زندانی است و اگر این بسته را بشکافیم ( برای نمونه
با برخورد به پوزیترون) این توانمایه بازهم "آزاد " شده و تندای نور آن بازهم "آشکار" میشود.
پس شکافتن یک بسته ی تنمایه دار، نیاز به این ندارد که او دارای ساختار درونی باشد! هر جا که
توانمایه ازاد شود، تنمایه شکسته است، چه در سوزاندن بنزین باشد ( تنمایه ی شیمیایی) چه در
جوش هسته ای باشد و چه در شکافت هسته و چه در برخورد الکترون و پوزیترون چه در افتادن سیب از درخت.
---
سراسر این جستار ، میخواهم به شما بگویم که تندای توانمایه همواره برابر تندای نور است،
چه این توانمایه آزاد باشد و چه گرفتار، چه این گرفتاری اش میان اکسیژن و هیدروژن باشد و
چه میان پروتون و نوترون و چه میان کوارک ها و چه در بسته ای بنام الکترون یا پوزیترون وچه مانند
سیبی که از زمین برداشته اید.
منتها در این جاهای بسته، خیزه ی انرژی یک خیزه ی بسته است و پس از شکستن باز میشود
و به شعاعی radius برابر شعاع گسترا های باز شده ی کیهان ( ۳ تا) میرسد:
چرا که همه ی کیهان یک زندان بزرگتر است که توانمایه در ان زندانی است و هی بزرگتر هم
میشود، برای همین فوتون آزاد به نگر میرسد. کیهان در پیش تر ها ولی کوچکتر بوده و ١۴
میلیارد سال پیش هم همه ی این فوتون هاو ... در کیهانی با گنجای بسیار بسیار اندک بوده اند!
همین "انرژی پتانسیل " هم برای نمونه در میدان های اهنکهربایی، بگونه فوتون های مجازی
که کار آنها نیروبری و آگاهی رسانی میان الکترون ها و پروتون ها و .. است، بررسی میشود!
تندای اثر میدان هم همان تندای نور است!
خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد
نماد کاربر
 
سپـاس : 6431

ارسـال : 7363


شهر: پاريس
نام نویسی: 84/6/18

ذکر نشده

Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی MA102 در سه شنبه 6 تير 1391 - 15:11

slice_of_god نوشته است:
MA102 نوشته است:ما نمیتونیم واقعا بفهمیم زمان کی بوجود اومده، فقط میتونیم در بارش نظریه بدیم، و امیدوار باشیم نظریه مون از نظریه های دیگه تقریب بهتری برای توصیف بده.

smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072

دوست عزیز چرا بنگ می زنید؟!؟!؟!؟ smile024 smile024 smile024
====================
در سال 1963 دو دانشمند روسی به تامهای یوگینی لیفشیتز و اسحاق خالاتنیکوف ادعا کردند که ثابت کرده اند که معادلات انیشتین همراه با تکینگی هستند همگی دارای ترتیبات خاصی از ماده و سرعتها می باشند و احتمال انکه پاسخی نمایانگر جهان است این ترتیبات ویژه را داشته باشند عملا صفر است.کم و بیش همه پاسخ هایی که می توانست نمایانگر جهان باشد که طی ان ماده بر روی خود فرو می پاشد و داشتن تکینگی با چگالی بی نهایت اجتناب می ورزیدند!!!
این حرف به چه معناست؟!!؟!
به معنای اینکه تکینگی رخ نداده!!!!!یعنی اینکه زمان در لحظه ی انفجار بزرگ به وجود نیامده و زمان از بی نهایت منفی(_) امتداد داشت و تا بی نهایت (+) امتداد دارد .....
ئلی وقتی استیون هاوکینگ و پنروز با معادلات مو ساختار فضا زمان این نظریه را رد کردند و ثابت کردند که زمان در لحظه ی انفجار بزرگ به وجود امد!!!!!این پاسخ برای شوروی چیز جالبی نبود ولی برای کلیساها چیزی بود که می توانستند پاسخ ها را با استفاده از روش های علمی بیابند!!!
======
حالا نمی دونم چرا شما میگید: ما نمیتونیم واقعا بفهمیم زمان کی بوجود اومده،
رو نمی دونم!!!! smile024 smile024


خودتون دقت کنید چی نوشتید.
در تمام اثباتهای بالا از نظریه نسبیت عام استفاده شده، و ما نمیتونیم متمئن باشیم نسبیت عام که یه نظریه است دقیقا منطبق بر جهان ماست(مدارکی موجوده که مطمئنا منطبق بر جهان ما نیست)، پس نمیتونیم مطمئن باشیم جوابی که به مساله زمان میده، جوابیست که در جهان ما اتفاق افتاده، یا نیافتاده.

smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072
علم×دین=انسان






وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاس جَمِيعاً

و هر کس نفسی را حیات بخشد مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده.

سوره مبارکه المائدة آیه32




بانک اهداء سلولهای بنیادی:
http://iscdp.tums.ac.ir/
نماد کاربر
 
سپـاس : 1496

ارسـال : 1436


نام: Laplace transforms
نام نویسی: 88/9/18

ذکر نشده

Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی chikh در سه شنبه 6 تير 1391 - 16:56

ما هم نگفتیم که خود آن است، گفتیم خمش مکان ، هم ارز چگالی گراویتون است
و اینکه میدان گرانش، به وارون گفته ی شما، یک میدان توانمایه می باشد.:

ما هم منظورمان این بود که انحنای فضا زمان خود انرژی نیست و چیز دیگری نگفتیم! درمورد تناقض نسبیت و کوانتوم هم در همه کتب علمی ذکر شده و نیازی به بحث نیست.
در مورد میدان گرانشی یک مثال نقض می آورم. یکی از آزمون های نسبیت عام تاخیر امواج الکترومغناطیس در میدان گرانشی است.
مثلا اگر یک فوتون وارد میدان گرانشی شود از دید کسی که بیرون از میدان است حرکت فوتون کندتر دیده میشود. اگر بخواهیم این مساله را با نظریه شما توجیه کنیم به تناقض میرسیم! طبق گفته شما زمانی وجود ندارد پس عاملی که باعث کندتر شدن فوتون میشود این است که فوتون مقداری از سرعت بیرونی خود را که برابر با c است به سرعت درونی تبدیل میکند و برای همین سرعت آن کندتر میشود. پس طبق نظریه شما میتوان نتیجه گرفت که فوتون در میدان گرانشی دارای جرم میشود چون سرعت درونی پیدا میکند. اما در نسبیت چنین چیزی نیست. در آنجا فقط گفته میشود که فرکانس فوتون تغییر خواهد کرد و حرفی از تولید جرم زده نمیشود. پس در اینجاست که نظریه شما در مورد زمان رد میشود. یعنی زمان حاصل جنبش نیست.
واپسین ویرایش بدست chikh در سه شنبه 6 تير 1391 - 20:20, ویرایش شده در 2.
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید
نماد کاربر
 
سپـاس : 24

ارسـال : 114


نام نویسی: 90/8/19

ذکر نشده

Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی 0913 در سه شنبه 6 تير 1391 - 18:27

اول زمان را یک نفر برای من تعریف کنه بعد من جوابش را می دم.
زمان چیست؟
 
سپـاس : 0

ارسـال : 1


نام نویسی: 91/4/6

ذکر نشده

Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی کواسار در سه شنبه 6 تير 1391 - 19:11

 
سپـاس : 71

ارسـال : 178


نام: امیر
سن: 16 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/7/22

مرد

Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی هرمز پگاه در سه شنبه 6 تير 1391 - 21:41

chikh نوشته است:
ما هم نگفتیم که خود آن است، گفتیم خمش مکان ، هم ارز چگالی گراویتون است
و اینکه میدان گرانش، به وارون گفته ی شما، یک میدان توانمایه می باشد.:

ما هم منظورمان این بود که انحنای فضا زمان خود انرژی نیست و چیز دیگری نگفتیم! درمورد تناقض نسبیت و کوانتوم هم در همه کتب علمی ذکر شده و نیازی به بحث نیست.
در مورد میدان گرانشی یک مثال نقض می آورم. یکی از آزمون های نسبیت عام تاخیر امواج الکترومغناطیس در میدان گرانشی است.
مثلا اگر یک فوتون وارد میدان گرانشی شود از دید کسی که بیرون از میدان است حرکت فوتون کندتر دیده میشود. اگر بخواهیم این مساله را با نظریه شما توجیه کنیم به تناقض میرسیم! طبق گفته شما زمانی وجود ندارد پس عاملی که باعث کندتر شدن فوتون میشود این است که فوتون مقداری از سرعت بیرونی خود را که برابر با c است به سرعت درونی تبدیل میکند و برای همین سرعت آن کندتر میشود. پس طبق نظریه شما میتوان نتیجه گرفت که فوتون در میدان گرانشی دارای جرم میشود چون سرعت درونی پیدا میکند. اما در نسبیت چنین چیزی نیست. در آنجا فقط گفته میشود که فرکانس فوتون تغییر خواهد کرد و حرفی از تولید جرم زده نمیشود. پس در اینجاست که نظریه شما در مورد زمان رد میشود. یعنی زمان حاصل جنبش نیست.

درست همان است که من گفتم:
فوتون ها خودشان نیروی گرانش پدید می آورند چون توانمایه شان هم ارز تنمایه است
و همچنین گراویتون ها میتوانند با فوتون ها برهمکنشی داشته باشند*.

در یک میدان گرانش، که هم ارز با یک میدان چگالی گراویتون شمرده میشود،
گراویتون ها به فوتون درآینده برهمکنشی داشته ، توانمایه بیشتر میدهند که
به افزایش بسامد مینجامد ولی به پاداش آن، راستای فوتون دگرگون میشود!
( گراویتون ریزک نیروبر است= توانمایه + فرمان )

هرگونه خمشی در راستای "راست" جنبش توانمایه، برابر با تنمایه در دید
کسی که بیرون از میدان است شمرده میشود، چرا که ترازی از گرفتاری
را پدید میاورد. = جنبش درونی را پدید میاورد.
برای نمونه، فوتون هایی که کار نیروبری درون اتم را میان پروتون و الکترون ها را انجام
میدهند، و برای نمونه مولکول آب را به هم پیوسته نگاه میدارند، در آن جا در نگاه
بیرونی، بخشی از تنمایه ی اتم یا مولکول هستند، چرا که راهشان "راست" نیست.
ولی اگر در درون اتم باشیم میبینیم که آنها با تندای نور در جنبشند. هتا یک
بازتاب از آیینه هم یک مرز شمرده شده و کاراکتر تنمایه به فوتون میدهد.
(در نگاه بیننده ی بیرون از سیستم)

برای دریافت بهتر : یک گوی میان تهی درون آیینه ای را بینگارید که در آن فوتون هایی گیر
افتاده اند. آیا تنمایه ی این گوی بیشتر است یا تنمایه ی همین گوی که تهی از فوتون ها باشد؟
نیروی گرانش کدامشان بیشتر است؟
نگاره
تصویر
اگر کسی درون این گوی باشد، فوتون را با تندای نور میبیند و کسی
که در بیرون از گوی باشد، میپندارد که این گوی تنمایه است و بس.


*
( نه تنها فوتون ها، بساکه گلوئون ها و .. که به نام کلان Luxon
هم خوانده میشوند، میتوانند با گراویتون ها برهمکنشی کنند و
خودشان هم میدان گرانش پدید یباورند)
واپسین ویرایش بدست هرمز پگاه در سه شنبه 6 تير 1391 - 22:41, ویرایش شده در 3.
خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد
نماد کاربر
 
سپـاس : 6431

ارسـال : 7363


شهر: پاريس
نام نویسی: 84/6/18

ذکر نشده

Re: زمان از کی به وجود امده؟

نوشتهاز سوی کواسار در سه شنبه 6 تير 1391 - 21:42

هرمز پگاه نوشته است:
chikh نوشته است:
ما هم نگفتیم که خود آن است، گفتیم خمش مکان ، هم ارز چگالی گراویتون است
و اینکه میدان گرانش، به وارون گفته ی شما، یک میدان توانمایه می باشد.:

ما هم منظورمان این بود که انحنای فضا زمان خود انرژی نیست و چیز دیگری نگفتیم! درمورد تناقض نسبیت و کوانتوم هم در همه کتب علمی ذکر شده و نیازی به بحث نیست.
در مورد میدان گرانشی یک مثال نقض می آورم. یکی از آزمون های نسبیت عام تاخیر امواج الکترومغناطیس در میدان گرانشی است.
مثلا اگر یک فوتون وارد میدان گرانشی شود از دید کسی که بیرون از میدان است حرکت فوتون کندتر دیده میشود. اگر بخواهیم این مساله را با نظریه شما توجیه کنیم به تناقض میرسیم! طبق گفته شما زمانی وجود ندارد پس عاملی که باعث کندتر شدن فوتون میشود این است که فوتون مقداری از سرعت بیرونی خود را که برابر با c است به سرعت درونی تبدیل میکند و برای همین سرعت آن کندتر میشود. پس طبق نظریه شما میتوان نتیجه گرفت که فوتون در میدان گرانشی دارای جرم میشود چون سرعت درونی پیدا میکند. اما در نسبیت چنین چیزی نیست. در آنجا فقط گفته میشود که فرکانس فوتون تغییر خواهد کرد و حرفی از تولید جرم زده نمیشود. پس در اینجاست که نظریه شما در مورد زمان رد میشود. یعنی زمان حاصل جنبش نیست.

درست همان است که من گفتم:
فوتون ها خودشان نیروی گرانش پدید می آورند چون توانمایه شان هم ارز تنمایه است
و همچنین گراویتون ها میتوانند با فوتون ها برهمکنشی داشته باشند.

در یک میدان گرانش، که هم ارز با یک میدان چگالی گراویتون شمرده میشود،
گراویتون ها به فوتون درآینده برهمکنشی داشته ، توانمایه بیشتر میدهند که
به افزایش بسامد مینجامد ولی به پاداش آن، راستای فوتون دگرگون میشود!
( گراویتون ریزک نیروبر است= توانمایه + فرمان )

هرگونه خمشی در راستای "راست" جنبش توانمایه، برابر با تنمایه در دید
کسی که بیرون از میدان است شمرده میشود، چرا که ترازی از گرفتاری
را پدید میاورد. = جنبش درونی را پدید میاورد.
برای نمونه، فوتون هایی که کار نیروبری درون اتم را میان پروتون و الکترون ها را انجام
میدهند، و برای نمونه مولکول آب را به هم پیوسته نگاه میدارند، در آن جا در نگاه
بیرونی، بخشی از تنمایه ی اتم یا مولکول هستند، چرا که راهشان "راست" نیست.
ولی اگر در درون اتم باشیم میبینیم که آنها با تندای نور در جنبشند. هتا یک
بازتاب از آیینه هم یک مرز شمرده شده و کاراکتر تنمایه به فوتون میدهد.
(در نگاه بیننده ی بیرون از سیستم)

برای دریافت بهتر : یک گوی میان تهی درون آیینه ای را بینگارید که در آن فوتون هایی گیر
افتاده اند. آیا تنمایه ی این گوی بیشتر است یا تنمایه ی همین گوی که تهی از فوتون ها باشد؟
نیروی گرانش کدامشان بیشتر است؟
ph01.gif

اگر کسی درون این گوی باشد، فوتون را با تندای نور میبیند
و کسی که در بیرون از گوی باشد، میپندارد که این گوی تنمایه است و بس.

فوتون = نور بر smile058 smile058 smile058
 
سپـاس : 71

ارسـال : 178


نام: امیر
سن: 16 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/7/22

مرد

قبلیبعدی

بازگشت به نسبیت

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 3 مهمان