پارادوكس دوقلوهامدافعین نسبیت کجا رفتن؟!!
ندارم به دل بیم از تازیان ......که از دیدشان دیده دارد زیان
که هم مار خوارندو هم سوسمار .....ندارند جنگی گه کار زار ------------------------------------------------------- از این مار خوار اهرمن چهرگان، ....ز د انائی و شرم، بی بهرگا ن، ازاین زاغساران بی آ ب و رنگ، ....نه هوش و نه دانش،نه نام و نه ننگ ------------------------------------------------------- زشیر شتر خوردن و سوسمار، .......عرب را به جائی رسیده است،کار، که تاج کیانی کند آرزو ......... تفو بر تو ای چرخ گردون تفو نيازي به مثال نيست اين تناقض در دل تبديلات لورنس مستتر است.
براي رفع اين تناقض شايد لازم باشد هيچ كاري نكنيم! تناقض روي داده شايد بخاطر ماهيتي است كه ما از زمان انتظار داريم. گذر زمان در نسبيت به سرعت حساسيت دارد. فرض كنيد تمام ساعتها به تغييرات دما حساس باشند. و هر ساعتي در طول روز مدام در حال تند و كند شدن باشد. آيا در چنين شرايطي كسي ساعت به دست خود ميبندد. يا اصلا فرض كنيد در سرعتهاي پايين نيز ساعتها تغييرات فاحشي داشته باشند(يا مسافتهاي زميني طولهاي نجومي داشته باشند و درنتيجه براي طي مسافتها نيازمند سرعتهاي بالا باشيم). ساعت شما داخل وسايل نقليه مدام دچار تغيير خواهد شد. آيا براي انجام كارهاي خود ميتوانيم برنامه ريزي كنيم. يا بايد پس از پياده شدن از وسايل نقليه با انجام محاسبات وقت گير ساعت خود را جلو ببريم. چگونه ميتوانيم بپذيريم ساعت بسيار دقيق ما وسط روز را نشان ميدهد حال آنكه آفتاب در حال غروب كردن است و ساعت ديواري خانه انتهاي روز را نشان ميدهد.
خوب.جواب سوال چی شد؟
بالاخره کدوم ساعت باید جلوتر باشه. و آیا این تناقض نشون نمیده که نسبیت اشتباهه؟!؟ ندارم به دل بیم از تازیان ......که از دیدشان دیده دارد زیان
که هم مار خوارندو هم سوسمار .....ندارند جنگی گه کار زار ------------------------------------------------------- از این مار خوار اهرمن چهرگان، ....ز د انائی و شرم، بی بهرگا ن، ازاین زاغساران بی آ ب و رنگ، ....نه هوش و نه دانش،نه نام و نه ننگ ------------------------------------------------------- زشیر شتر خوردن و سوسمار، .......عرب را به جائی رسیده است،کار، که تاج کیانی کند آرزو ......... تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
پاسخ اينكه هر دو راست ميگويند! آنها ميتوانند تا زماني كه نسبت به هم متحرك هستند روي حرف خود بمانند. آنها ميتوانند بر مبناي مشاهدات خود عمل كنند و تمامي محاسبات آنها درست پيش بيني خواهد كرد. ولي اگر قرار باشد سزعت آنها يكسان شود: اگر ناظر دور از زمين سرعت خود را به ناظر ديگر برساند خواهد ديد كه ناظر روز زمين راست گفته و اگر ناظر روي زمين سرعت خود را به ناظر دور از زمين برساند متوجه ميشود كه ساعت خودش عقب مانده است يعني ادعاي ناظر دور از زمين درست بوده. در هر دو حالت ناظري كه قصد تطبيق را دارد در طي مسير با توجه به نيرويي كه مصرف ميكند حس ميكند گفته شخص ديگر نيز دور از واقعيت نبوده. اگر اين تناقض باشد پس در سيستم نيوتني: كه دو ناظر داراي سرعتهاي يكنواخت ولي متفاوت هستند هريك ادعا ميكنند كه خودشان ثابت و ديگري متحرك است نيز يك تناقض است در حالي كه اينطور نيست. و محاسبات هركدام نسبت به ادعايي كه دارند درست است. درك مورد نيوتني براي ما ساده است و در مورد مورد نسبيتي چون آنرا به تجربه حس نكرده ايم درك آن كمي سخت است. متاسفانه نقض نسبيت كار ساده اي نيست. براي اين كار شما بايد ريشه را هدف بگيريد و اصل دوم آنرا باطل كنيد. حتي اگر سرعتي بالاتر از سرعت نور يافت شود با تصحيحي ساده ميتوان سرعت يافت شده را در فرمولها جايگزين عدد c كرد و نظريه نسبيت را از نابودي نجات داد.
نميشه هر دو راست بگن.
منظورتون از اين ها چيه؟: 1.ولي اگر قرار باشد سزعت آنها يكسان شود. 2.در هر دو حالت ناظري كه قصد تطبيق را دارد در طي مسير با توجه به نيرويي كه مصرف ميكند حس ميكند گفته شخص ديگر نيز دور از واقعيت نبوده. كدوم نيرو؟! ندارم به دل بیم از تازیان ......که از دیدشان دیده دارد زیان
که هم مار خوارندو هم سوسمار .....ندارند جنگی گه کار زار ------------------------------------------------------- از این مار خوار اهرمن چهرگان، ....ز د انائی و شرم، بی بهرگا ن، ازاین زاغساران بی آ ب و رنگ، ....نه هوش و نه دانش،نه نام و نه ننگ ------------------------------------------------------- زشیر شتر خوردن و سوسمار، .......عرب را به جائی رسیده است،کار، که تاج کیانی کند آرزو ......... تفو بر تو ای چرخ گردون تفو و در اين مورد:
سرعت هاي يكنواخت رو نسبت به چي ميسنجيد؟!؟ ندارم به دل بیم از تازیان ......که از دیدشان دیده دارد زیان
که هم مار خوارندو هم سوسمار .....ندارند جنگی گه کار زار ------------------------------------------------------- از این مار خوار اهرمن چهرگان، ....ز د انائی و شرم، بی بهرگا ن، ازاین زاغساران بی آ ب و رنگ، ....نه هوش و نه دانش،نه نام و نه ننگ ------------------------------------------------------- زشیر شتر خوردن و سوسمار، .......عرب را به جائی رسیده است،کار، که تاج کیانی کند آرزو ......... تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
بايد بر ساعت روي زمين (از نظر ما كه خودمان روي زمين هستيم ساكن است) شتابي داده شود تا سرعتش به ديگري برسد. و اگر ساعت از نظر ما متحرك بخواهد سرعتش را به سرعت ما كاهش دهد بايد شتاب منفي بگيرد. براي هر دوي اين موارد نياز به نيرو هست. چرا هردو نتوانند راست بگويند. تمام محاسباتي كه هر كدام از ناظرها انجام بدهند معتبر است. شما از ديد هر كدام از ناظرها هر معادله فيزيكي را بكار ببري نتيجه يكسان است. فقط زماني ميتوان در مورد عقب يا جلو افتادن ساعتها از ديد ناظر بي طرف(!) قضاوت كرد كه سرعتشان نسبت به هم صفر باشد.
به دو نكته در نسبيت كه نتيجهي مستقيم تبديلات لورنتس هستند دقت كنيد: 1- رويدادي كه يك ناظر انقباض طول ببيند ناظر ديگر اتساع زمان خواهد ديد. 2- دو رويداد كه از ديد يك ناظر همزمان هستند از ديد ناظر ديگر همزمان نخواهند بود. بگذاريد كمي توضيح دهم. فرض كنيد كه ناظر روي زمين در يك لحظه اعداد روي ساعت خود و ساعت ناظر متحرك را ميبيند. اگر عدد روي ساعت خودش t1 باشد و عدد روي ساعت ناظر دوم t2 باشد طبق اتساع زمان ميتوان گفت: t1 > t2 اما اين رويداد (يعني خواندن ساعت دو ناظر توسط ناظر ساكن) از ديد ناظر متحرك همزمان نيست كه شما بتوانيد با استدلالي مشابه بگوييد t2 > t1. اين دو رويداد از نظر ناظر متحرك همزمان نيستند! اگر اينكار را براي ناظر متحرك انجام دهيد (يعني در يك لحظهي خاص از ديد ناظر متحرك دو ساعت را بطور همزمان بخوانيد) خواهيد ديد كه t2 > t1. اما دگربار اين دو رويداد از ديد ناظر روي زمين همزمان نخواهند بود و نميتوانيد با استدلالي مشابه بگوييد t1 > t2. Our job in physic is to see things simply, To understand a great many complicated phenomena in a unified way, In terms of few simple principles... Steven Weinberg
خوب چرا این کار رو میکنید؟ محاسبات برای خودشون معتبره و اگر به عنوان مثال کسی که روی سطح زمینه محاسباتش رو برای کسی که نسبت به زمین متحرکه بفرسته .نتایج فرق میکنه. منظورم این تناقضه.[/quote]
چرا این دو رو کنار هم آوردید.طول و زمان. درضمن اگر یک ناظر انقباض طول رو ببینه اتساع زمان هم خودش میبینه و این در دو تا ناظر یکی باید باشه. یعنی ناظر دیگه هم انقباض طول و اتساع زمان رو باید ببینه . که این طور نیست و ما سر این تناقض داریم بحث میکنیم.
باید همزمان باشه . و اگر نباشه میشه تناقض دیگه. ندارم به دل بیم از تازیان ......که از دیدشان دیده دارد زیان
که هم مار خوارندو هم سوسمار .....ندارند جنگی گه کار زار ------------------------------------------------------- از این مار خوار اهرمن چهرگان، ....ز د انائی و شرم، بی بهرگا ن، ازاین زاغساران بی آ ب و رنگ، ....نه هوش و نه دانش،نه نام و نه ننگ ------------------------------------------------------- زشیر شتر خوردن و سوسمار، .......عرب را به جائی رسیده است،کار، که تاج کیانی کند آرزو ......... تفو بر تو ای چرخ گردون تفو اشتباه ميكنيد! با غلط بودن نكتهي دوم است كه به تناقض ميرسيم! اقدام انقلابي نسبيت و اينشتين اين بود كه همزماني كه يك مفهوم مطلق بود را مفهومي نسبي تلقي كرد. در واقع پارادكس شما هم ناشي از همين مطلق تلقي كردن همزماني است. به كتاب عالي آشنايي با نسبيت خاص رزنيك مراجعه كنيد، متوجه خواهيد شد.
اما اشكال شما در نكتهي اول هم از همين درك نادرست نكتهي دوم ناشي ميشود. امكان ندارد كه دو ناظر بتوانند هر دو انقباض طول را ببينند (رجوع كنيد به پارادكس R.shaw يا به پارادكس سوراخ و جسم صلب) و يا هر دو اتساع زمان را (پارادكس خودتان!). در اينجا نيز ميتوانيد به كتاب فيزيك مدرن كرين مراجعه كنيد. همزماني مفهومي نسبي است و نه مطلق: اگر يك ناظر دو رويداد را همزمان ببيند ناظر ديگر اين دو رويداد را همزمان نخواهد ديد! دليلش تبديلات لورنتس است كه ميتوانيد خودتان نوشته و به صحت اين موضوع پي ببريد! Our job in physic is to see things simply, To understand a great many complicated phenomena in a unified way, In terms of few simple principles... Steven Weinberg
به نام خدا
سلام حميدرضا جان اشتباه نكن .تاثير حركت بر چهار چوب و نتيجتا زمان كه منجر به اتساع ميشه فقط يه عامله و عامل ديگر كه در نسبيت عام مورد بررسي قرار گرفت تاثير عامل گرانش بر گذر زمان است خوب اينا دو عامل متفاوت هستند كه بر زمان تاثير مي گذارند حالا يكي آرومش ميكنه يكي تندش مي كنه .بقيش كه خيلي آسونه فقط بايد كنش اين دو عامل رادر نظر بگيري يعني تاثير هر دو را در نظر بگيري كه اين تازه خود مبين صحت نتايج نسبيت است ولي در مورد يكسان شدن سرعت گذر زمان در هر دو ساعتي كه گفتي بايد دقيقا تاثير هر دو عامل برابر باشد ولي در جهت عكس كه در زمين و با شتاب جاذبه اين اتفاق براي چهاچوبي كه با سرعت 230 متر بر ثانيه در ارتفاع 2700 متري از سطح زمين حركت مي كند اتفاق مي افتد يعني هم را خنثي مي كنند و گذر زمان عادي مي شود .مثال را به سادگی می توان نشان داد با استفاده از هر دو اتساع زمان در نسبیت (گرانشی و سرعتی) . در ضمن قبلا هم گفتم بهت که نسبیت رو نمی شه برداشت باید عوضش کرد چون خواه یا ناخواه اثرات نسبیتی مورد تایید قرار گرفته است و با تمام مشاهدات هم خوانی دارد .خوب حالا باید فرضی رو وارد محاسبات کنید که بتونه تمام نتایج رو توجیه کنه و محدودیت های نسبیت رو هم نداشته باشد . مثلا فرض کن به جای انحنای فضا کنش جرمی جسم سماوی با فوتون رو در نظر گرفت (با توجه به تحقیقات کنونی که نشان می دهند که فوتون نیز جرم دارد البته هنوز کاملا اثبات نشده اند) یعنی همان گرانش ولی باز هم سوال این جاست که آیا باز هم این مورد یا فرض می تونه نتایج رو توجیه کنه که نسبیت توجیه کرده است؟ این گونه می توان ماهیت نسبیت را تغییر داد که در مورد نسبیت عام کار سخت تر است و محاسبات فوق العاده دشواری را می طلبه. با تشكر Retin من از ريشه ي گياهان گوشتخوار مي آيم
ومغز من هنوز لبريز از صداي وحشت پروانه ايست كه اورا در دفتري به سنجاقي مصلوب كرده بودند... کمرنگ
مشکل از گرانش زمین نیست. ما فرض میکنیم گرانش وجود نداره .و بعد میام این پارادوکس رو مطرح میکنیم. در ضمن گرانش زمین خیلی کمه و تاثیر چندانی نداره و نمیتونه باعث بشه نتا یج برعکس بشه.
ولی تناقضی که وجود داره : من دارم با سرعت بالا حرکت میکنم و میبینم که قطر زمین کم شده. چون زمین نسبت به من داره با سرعت زیاد حرکت میکنه. حالا من نتایج بررسیم رو میفرستم به زمین . که با نتایج به دست اومده در زمین فرق داره. چون اونا طول منو کوچیک تر میبینن. آیا این تناقض نیست؟! چه کسي حاضر است ؟کاربران حاضر در اين انجمن: بدون کاربران عضو شده و 0 مهمان | ||||||||||||||||||